علمی پژوهشی

پیوند با سنت ها و جامعه شناس حرفه ای

انسان ها و جوامع بر گذشته تکیه دارند و چه بسا بسیاری از افتخارات، غرور، معنا و معرفت، بزرگی و والامقامی آنها از گذشته ریشه می گیرد.  

اصل و نسب یکی از آنهاست.

افراد با افتخار از اجداد خود یاد می کنند و احساس شگفت انگیز و خارق العاده ای را نسبت به آنها دارند.

اجداد چه دست به کارهای بزرگی زده باشند و چه زندگی عادی را گذرانده باشند!

چه مهربان و خوش قلب بوده باشند و چه خشن و ناملایم!

چه کمک احوال قوم و خویش بوده اند و چه خیرشان به کسی نرسیده باشد!

خلاصه؛

هر چه بوده اند و هر چه کرده اند.

هر چه گفته اند و هر چه ناگفته گذاشته اند.

برای نسل امروزشان موجب افتخار و یادآوری یاد و خاطرات آنها دل انگیز و شیرین است.

به طور کلی، سنت ها نیز چنین هستند.

هر آئین و رسم که از گذشتگان به نسل امروز رسیده است با شور و اشتیاق به انجام می رسد و مورد احترام است.

سنت ها چون سال های طولانی تکرار شده اند و نسل های متعددی را دربرمی گیرند در زمره سرمایه فرهنگی جامعه به شمار می آیند که به موجب آن می توان سرمایه اجتماعی را نیز ایجاد کنند.

سرمایه فرهنگی؛ یعنی

الگوهایی از راه و روش زندگی که موجب سود و فایده هستند.

قاعده هایی برای رفتار و بروز هیجانات که باعث ارزش و نفع می شوند.

سبک هایی برای زندگی که خطا را به حداقل و استفاده را به حداکثر دارند.

سرمایه اجتماعی؛ یعنی

مراودات و تعاملات که روی خوش زندگی (شادی، همکاری، محبت …) را موجب می شود.

نوع رفتارها و شیوه های برخوردی که شایستگی (رشد، تربیت …) را به ثمر می رساند.

مناسبات و روابطی عمیق و پایدار که دلبستگی و تعلقات (هویت خانوادگی، ملی …) را شکل می دهد.

به این ترتیب، عقلانیت ابزاری به آسانی می تواند سودآوری سنت ها را در سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی دریابد، گرچه از حساب و کتاب در ارزش آفرینی سنت ها ناتوان است.

ازاینرو، عقلانیت ابزاری به حفظ و پاسداری از سنت ها نظر دارد تا سودآوری آنها در جامعه برقرار بماند.

اما، جامعه شناس حرفه ای در قبال سنت ها و با سنت ها چه می کند؟

  • در جهان پُست مدرن که دوران روایت های کلان (که سنت ها نیز یکی از آنها هستند) به پایان آمده است.
  • در جهان رسانه ها که علایم تصویری (عکس، فیلم …) دست به دست می شوند.
  • در جهان تجاری که نماد برندها در همه جا (لباس، ماشین …) اعتبار و احترام را رقم می زنند.
  • در جهان شبکه های مجازی که بود و نبودها با یک کلیک و دیلیت تعیین می شوند.
  • در جهان معنا و معرفت که کاربرد و استفاده از ارزش ذهنی سبقت گرفته است.
  • در جهان خدماتی و مشاغل اطلاعاتی که یاری گری آگاهانه در اوج قرار دارد.   
  • در جهان سفرها و گردشگری ها که کثرت و گوناگونی جذابیت یافته است.
  • و …

آنچه می توان در طومار این ویژگی ها برشمرد؛ اطلاعات و دانسته های در جریان هستند.

اطلاعات و دانسته هایی که به دلایل گوناگون (لذت، ترس …) در جهان اجتماعی شناور هستند و موجب ناپایداری زندگی جمعی هستند.

– دیگر نمی توان از هیچ چیز مطمئن بود.

هر لحظه ممکن است اطلاعاتی از از راه برسد و زندگی را زیر و رو کند.

در این وادی؛ ناپایداری، دستاویزی برای چنگ زدن و ثابت ماندن بسیار ضروری به نظر می رسد.

در این وادی؛ سُستی و سطحی، ریشه و عمق پیدا کردن چه شگفت انگیز است!

در این وادی؛ عدم قطعیت و تزلزل، اطمینان و باور معجزه می کند!

در این وادی؛ نبود حتمیت و بی ثباتی، وجود تکیه گاهی چقدر ارزشمند می آید!

شاید هم به همین دلیل است که در هزاره سوم که اطلاعات و دانسته ها زلزله به پا کرده اند و همه چیز را از ریشه و بُن می تکانند.

در هزاره سوم که اطلاعات و دانسته ها چون سیل ویرانه کننده به ذهن و روان انسان ها حمله آورده اند.

در هزاره سوم که اطلاعات و دانسته ها چون آتشفشان هر چه هست و نیست را به هوا می فرستند.

سنت ها جان گرفتن

سنت ها دوباره به چشم آمدند

سنت ها دستاویز شدند

جامعه شناس حرفه ای با علم به این آموزه های جامعه شناسی، در قبال سنت ها و با سنت ها چه می کند؟

سوالی است که مهارت را به میان می کشد.

  • مهارت بدون جهت نیست!
  • مهارت بدون هدف نیست!
  • مهارت بدون برنامه نیست!

از یک خیاط ماهر تا یک پزشک حاذق، از یک مکانیک زبده تا یک کارآفرین

همه برای کارشان؛ جهت، هدف و برنامه دارند.

اصلاً در حقیقت، چون جهت، هدف و برنامه داشته اند، حرفه ای شدن و مهارت یافته اند.

جامعه شناس حرفه ای نیز چنین است.

جهت؛ عظمت زندگی جمعی که در رهایی و زیبایی تجلی می یابد.

هدف؛ ارزشمندی حیات انسانی که با رشد و توسعه فراهم می شود.

برنامه؛ لذت هستی اجتماعی که با بودن مفید کنار یکدیگر محقق است.

براین اساس، جامعه شناس حرفه ای نمی تواند:

  • به سنت های گذشته و قدیم اکتفا کند
  • به سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی سنت ها قانع باشد
  • به دلخوشی و سرخوشی از سنت ها دل بندد

ولی، قطعاً و حتماً از سنت ها نیز نخواهد گذشت

 قطعاً و حتماً سنت ها را در نظر خواهد داشت

قطعاً و حتماً سنت ها را می بیند و حواسش هست

قطعاً و حتماً سنت ها را به حساب می آورد  

با این حساب، جامعه شناس حرفه ای برای هر موقعیت و مکان اجتماعی به دنبال سنت است تا:

سنت بیافریند؛ مثل سنت خانوادگی …

سنت بسازد؛ مانند سنت کاری …

سنت ایجاد کند؛ از جمله سنت جنسی …

سنت به وجود آورد؛ چون سنت فکری …

 و …

اینجاست که تفاوت بین بود و نبود مهارت نمایان می شود.      

اینجاست که تفاوت بین حرفه ای بودن و نبودن آشکار می شود.

اینجاست که ثمربخش بودن و کارآمدی حرفه ای پیداست.

برچسب ها

دکتر منیژه نویدنیا

دکتری جامعه شناسی. نظریه پرداز و محقق. نویسنده اولین کتاب امنیت اجتماعی در ایران، معرف جامعه شناسی تحلیلی با نگارش شش جلد کتاب، استاد دانشگاه و موسس سایت جامعه شناسان جوان

نوشته های مشابه

‫2 نظرها

  1. سلام. مقاله خانم دکتر نویدنیا رو خوندم.
    احتمالا ایشون بهتر از من و هر مطالعه کننده جامعه شناسی میدونن که مبدع اصطلاحاتی مثل سرمایه فرهنگی یا سرمایه اجتماعی و قس علی هذا یا پیر بوردیو بوده اند یا بوسیله ایشان صورت بندی و تشریح شده است، لذا از ایشون خواهش می کنم یکبار دیگر به مفاهیم بوردیو مراجعه کنند تا تفاوت تعریف ها تبیین شود.
    در ضمن انسان همیشه رو به آینده دارد و حال را برای این می خواهد که بستری برای آینده بسازد و نگاه به گذشته بیشتر ابزاری برای توجیه تصمیماتی است که در حال اتخاذ می کند، لذا گذشته برای انسان مرده است و حداکثر حاوی فکت هایی است برای تبیین، تشریح و یا توجیه حال.
    مورد دیگر با پوزش از اطاله کلام، اینکه خانم دکتر از جملات خبری استفاده کرده اند که پذیرش هر جمله پسینی مستلزم باور و پذیرش جمله پیشینی است و این قطعا به کار اندیشه نخواهد آمد.
    چه اگر من جمله اول متن را نپذیرم تا انتها جایی برای باور مجدد همان جمله یا تشریح و تبیین مفهوم آن ندارم و در نتیجه سایر جملات خبری خانم دکتر هم برای من خواننده قابل پذیرش نمی شوند.
    پایدار باشید.

    1. سلام
      شیوه متداول نظریه پردازی «انباشتگی نظامند» است که به صورت جرح و تعدیل نظرات صاحبنظران قبلی، اصلاح و پیرایش منطق آنها و …. صورت می گیرد.
      از طرف دیگر، هر نظریه پرداز مجاز به انتخاب سبک نوشتاری خود در ارائه «واقعیت اجتماعی» است، مشروط به آن که منطق استدلالی جملات در نظر گرفته شوند.
      در مورد گذشته هم نظرات مختلفی وجود دارد که هر کدام بیان رویکردی «نظری – کارکردی – علّی» به گذشته است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن