علمی توصیفی

الگوی جمهوری اسلامی ایران؛ وحدت در کثرت

تعارض در معنای تقابل قرار گرفتن تفاوت ها است.

تفاوت ها به طور معمول جزء تفاوت، نشانه دیگری ندارند.

تعارض ناشی از برجسته کردن و استفاده از تفاوت ها در جهت خلاف غایت و هدف ذاتی آنهاست.

بر این اساس، سیاست مطلوب مدیریّت قومی، الگوی وحدت در کثرت است.

این الگو بنابه دلایل مختلف برای ایران مناسب و مطلوب است:

الف) سازگار بودن بنیان های انسان شناختی الگوی وحدت در کثرت با مبانی و بنیادهای انسان شناختی و اعتقادات دینی و مذهبی جامعه ایران.

زیرا در جهان بینی اسلام، اصل تنوّع، پذیرفته شده است و تفاوت های ظاهری میان انسان ها در جهت شناسایی افراد است و نه چیز دیگر.

ملاک انسان ها در نزد خداوند ایمان و تقوای آنهاست، نه نژاد، رنگ، زبان، قوم و قبیله.

در این مورد در قرآن کریم آمده است:

ای مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را در تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شما است.

ب) سازگار بودن این الگوی وحدت در کثرت با قانون اساسی جمهوری اسلامی، دولت را برای رسیدن به اهداف زیر موظف کرده است.

 مشارکت عامّۀ مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش، رفع تبعیض ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی، تامین حقوق همه جانبه افراد اعم از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون، توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین همه مردم: (اصل سوم: بندهای8،9،14،15)

 در تمام موارد فوق قید همه مردم آمده است، بنابراین هیچ مورد اختصاصی برای رنگ، نژاد، قوم، قبیله و زبان در نظر گرفته نشده  است.

 همچنین در قانون اساسی، مذهب های اسلامی حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام می باشند و پیروهای این مذهب ها در انجام  مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزاد هستند و در تعلیم و تربیت دینی و وضعیت شخصی مثل ازدواج، طلاق، ارث، وصیّت و دعواهای مربوط به آن در دادگاه ها رسمیت دارد (قانون اساسی، اصل12).

ایرانی های زرتشتی، کلیمی و مسیحی به عنوان اقلیّت های دینی به رسمیّت شناخته می شوند و در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیّه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود می توانند عمل کنند (اصل،13).

استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است (اصل15).

مردم ایران از هر قوم و قبیله ای که باشند از حقوق مساوی بر خوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند این ها سبب امتیاز نخواهد بود (اصل19).

 صرف نظر از موارد مورد اشاره، اصول دیگری از قانون اساسی به مسایل دیگری در مورد حقوق شهروندی مردم اشاره دارد که محتوی همه آنها نشان از پذیرش نوعی تنوّع و تکثّر است.

همه این اصول برخاسته از واقعیت های اجتماعی، تاریخی، مذهبی، سیاسی، قومی و قبیله ای جامعه ایران می باشد.

ج) سازگار بودن الگوی وحدت در کثرت با ساختار قومی و اقلیمی کشور.

جغرافیای طبیعی ایران به گونه ای است که در آن تنوّع آب و هوایی به چشم می خورد.

وجود صحراهای وسیع و رشته کوه های بلند و دامنه دار، تاثیر زیادی بر تنوّع زیستی مردم ایران گذاشته است.

 به عنوان مثال، شیوه های زیست ایلی مبتنی بر دامداری، روستایی و مبتنی بر کشاورزی و شهری و مبتنی بر تجارت و صنعت در آن به وجود آمده و در طول تاریخ تداوم پیدا کرده است.

علاوه بر این، مهاجرت مداوم قوم های دیگر به فلات ایران، جمعیت کشورمان را از حیث خرده فرهنگ های قومی، زبانی، لهجه ها، آداب و رسوم و حتّی مذهب، به انواع مختلفی تقسیم کرده است.

با این حال، این اجتماع ملّی علی رغم تنوعی که در دل خود دارد، از نظر ساختار سیاسی، مذهبی و فرهنگی، از نوعی همسانی برخوردارند و به شهادت تاریخ همواره  دین دار و دین مدار بوده است.

از نظر تاریخی پادشاه های هخامنشی و اشکانی، نوعی مذهب رسمی را در ایران حاکم کردند.

ساختار رسمی مذهبی و ساختار منسجم اداری کشور چه به صورت متمرکز (ساتراپی) و چه نیمه متمرکز (ملوک الطوایفی) باعث ایجاد پیوستگی جغرافیایی و جمعیتی کشور با شیوه های زیست و خرده فرهنگ های متفاوت شده است.

بنابراین، نقش مذهب و ساختار سیاسی- اجتماعی در ایران همواره همبستگی و وحدت آفرین بوده است.

در حالی که، جغرافیای ایران به گونه ای بوده که در بطن خود، تنوّع و تکثّر را پرورش داده و حفظ کرده است.

بنابراین، الگوی وحدت در کثرت از یکسو با تنوّع جمعیتی، قومی، نژادی، دینی، مذهبی و زبانی و از سوی دیگر، با سابقه تاریخی و نقش نهادهای مذهبی و سیاسی آن که همبستگی آفرین بوده، سازگار است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا