دل نوشته علمی

جوامع نظم گرا و اسطوره گرا

در جوامع نظم گرا، آدم ها به وظیفه خودشان عمل می کنند و داخل یک سری قراردادها و قواعدند و وظیفه خود می دانند که این قراردادها و قواعد را به نحو احسنت انجام بدهند.

قهرمان آن ها، قهرمانی است که قاعده را اجرا می کند.

قاعده ها جمعی است، پس قهرمان های آن ها، قهرمان هایی هستند که با هم به کار جمعی می پردازند.

آن ها یک فرد قهرمان و دو فرد قهرمان نیستند، آن ها قهرمانانی هستند که قرار است با هم قهرمان باشند.

آن ها «من» نیستند و «ما» شده اند.

از جمله ژاپنی ها به موناد ما تبدیل شده اند و من ها نیستند و هر من آن ها از موناد «ما» بازتاب می شود.

اما برخی جوامع، موناد جمع ندارند و به من های متکثری که بر سر کار جمعی اختلاف دارند، تبدیل شده اند.

وجدان جمعی و همبستگی ندارند، وجدان های فردی متناقض و متشتت دارند و در بهترین حالت، به وجدان ها و ایده آل های موزائیکی تبدیل شده اند.

اگرچه در همه جا هویت های فردی و گروهی ذیل هویت جمعی وجود دارد، اما در جایی مثل ژاپن، فرد و جمع رابطه دو سویه دارند و از هم مشتق می شوند و در چیزی مثل فوتبال، من فردی آن ها ذیل ما قرار می گیرد.

در جوامع مدرن، فردیت و جمعیت به اندازه هم و در جای مناسب خود ارزش دارند.

در خانه، فرد تصمیم گیر است، اما در میدان زندگی، تصمیم ها جمعی است.

تفاوت کشور نظم گرا و کشور اسطوره گرا در این است که یکی از تفکر عقلانی و قواعد و قراردادها استفاده می کند و دیگری متکی است بر احساسات عریان و قرارداد گریز.

یکی با نظم می خواهد به آخر یک موج قهرمانی برسد تا لذت ببرد، دیگری می خواهد از تمام لحظه ها لذت ببرد.

در تفکر نظم گرا، برای رسیدن به اوج و نهایت، می توان مدت ها صبر کرد و سکوت کرد و رعایت امور جمعی را داشت.

تفکر اسطوره ای، متکی بر «من» است و به سرعت واکنش می دهد، حوصله هم ندارد!

تفکر منطقی و منظم روی نظم سوار است و وقتی وارد یک کار جمعی شده است، آن را پذیرفته و اجرا می کند.

تفکر احساسی و اسطوره ای، به هیچ نظمی متقاعد نیست و کش آن زود در می رود.

در تفکر احساسی من و غیر من مهم اند، اما در تفکر منطقی «من» ملاک نیست، بلکه قراردادها و قواعد جمعی ملاک اند.

برای تقابل با آدمی که احساسات اسطوره ای اش تفکر منطقی او را کنترل می کنند و تفکر منطقی او نمی تواند برای احساساتش دریچه های رهایی خوبی باز کند، کافی است از عناصری مانند قدرت و تحقیر استفاده کنید تا او را عصبانی و نگران کرده و فروبپاشانید.

نظم همیشه می تواند بر اسطوره پیروز شود.

برای کنترل نظم باید نیم کره چپ مغز را در دست داشته باشیم.

انتشار مقاله در جامعه شناسان جوان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن