دل نوشته علمی

خیام و راز بودن مرگ و جهان پس از مرگ

خیام حرف مهمی می‌زند. می‌گوید مرگ و جهان پس از مرگ، رازند. یعنی چیزی که ما نه از آن خبر داریم و نه می‌توانیم خبر داشته باشیم.

⚛ از جمله رفتگان این راهِ درازن

بازآمده‌ای کو که به ما گوید راز

⚛ هان بر سر این دو راهه از روی نیاز

چیزی نگذاری که نمی‌آیی باز

راز، چیزی است که به تعبیر گابریل مارسل، راز می‌ماند و تبدیل به مسئله‌ای قابل حل نمی‌شود.

این حرف‌ را بعدها خیلی‌های دیگر هم زدند.

گفتند ما نه تنها از آینده پس از مرگ بی‌خبریم که اصلاً امکان فکر کردن به آن را هم نداریم.

حرف آن‌ها این بود که با زبانِ این دنیا نمی‌توان به چیزی غیر از این دنیا فکر کرد و درباره چیزی جز همین زندگی سخن گفت.

این زبان، زبان درکِ عرفی و جهانِ سه بُعدیِ مادی است، چیزی است برساخته فرهنگ و تاریخ‌.

با این زبان و با این ذهن، فقط می‌توان به این جهان و بر اساس مختصات این جهان فکر کرد و نه چیزی ورای آن‌.

در نتیجه باید در مورد امور خارج از این قلمرو سکوت کرد (دیدگاهی شبیه دیدگاه ویتگنشتاینِ متقدّم در نظریه تصویری معنا).

ولی این راز بودن و راز ماندنِ مرگ و پس از آن، برای خیلی‌ها تحمل‌کردنی نیست.

می‌خواهند هرطور شده از آن سر دربیاورند و در مورد آن حرف بزنند، شاید اضطرابشان کمتر بشود (که اغلب نمی‌شود یا جایش را به احساس گناهی کشدار می‌دهد).

اما باید یادمان باشد که حرف زدن از مرگ و پس از آن، صرفاً با زبانی استعاری ممکن است و نه زبانی عینی و بیانگرِ امر واقع.

استعاری صحبت کردن یعنی قرار نیست چیزها همانطور که گفته می‌شود، اتفاق بیفتند.

ما آدم‌ها در طول تاریخ در میانه مِهی غلیظ نشسته‌ایم و صرفاً داریم با زبانی شاعرانه و رازآمیز در مورد آنچه در پسِ این دنیا رخ می‌دهد، تصویرهایی می‌سازیم.

اما می‌دانیم که مرگ و جهان پس از آن‌ همچنان و همیشه راز باقی می‌مانند، هر قدر از جزئیاتش بگویند و از آن حرف بزنیم (دیدگاهی شبیه دیدگاه ویتگنشتاینِ متاخر در نظریه بازی‌های زبانی).

دکتر محمود مقدسی

مترجم و پژوهشگر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا