علمی پژوهشی

دانش آموخته جامعه شناسی کجا کار دارد؟

جامعه شناسی آموزه های گوناگونی چون همبستگی، کنش متقابل، انسجام، طبقه، تضاد، سیستم، فشار اجتماعی، هنجارها … به دانش آموختگان می آموزد.

همچنین گروه های مختلف (خانواده، قومی …)، سازمان های گوناگون (بورکراتیک، مشورتی …)، اقشار متعدد (کارگری، کارمندی …)، تا جوامع (سنتی، مدرن …) را به دانش آموختگان معرفی می نماید و تفاوت و مقایسه بین آنها را در واحدهای مختلف درسی آشکار می نماید.

به همین روال، از موضوعات تلخ چون فقر، طلاق، نابرابری … تا پدیده های اجتماعی دلنشین مانند رفاه، سلامت اجتماعی، پیشرفت … را به تصویر می کشد و شاخص ها و ویژگی های آنان را به دانش آموختگان یاد می دهد.

گرایشات مختلف جامعه شناسی (خانواده، تغییرات، جنگ، عشق، جوانان …) نیز ابعاد متکثری از موضوع را بررسی و به چگونگی روند و چرایی آنها می پردازند که توشه پرباری را فراهم می نماید که از دانش آموخته یک متخصص می سازد.

با این فراوانی اطلاعات، شناخته ها و تنوع گروه ها و دسته ها … دانش آموخته جامعه شناسی در پایان تحصیلات (در هر مقطعی) با این سوال مواجه است که چه کاری از دستش برمی آید؟

چه مهارتی دارد؟

حرفه اش چیست؟

و چه شغلی را باید داشته باشد؟

دانش آموخته جامعه شناسی در مقابل سوال مغازه دار سرکوچه که به او فارغ التحصیل شدنش را تبریک می گوید و از او می پرسد که به سلامتی کجا سرکار می روید؟ چه کاری خواهی کرد؟ مستأصل می ماند و هر چه در آموخته هایش جستجو می کند، پاسخی برای سوال مغازه دار ندارد!!!

کارها را که مرور کنیم باز هم برای جامعه شناس حرفه ای پیدا نمی کنیم!!!

اگر دانش آموخته جامعه شناسی به کارگاه ریسندگی برود!

به تعمیرگاه لوازم منزل سر بزند!

به موزه و موزه داری رو آورد!

به ایستگاه شلوغ قطار برود!

به محل پرورش گل های رنگارنگ برای گل فروشی ها!

به شرکت تولیدی پوشاک!

به کارخانه لبنات و مواد غذایی!

به محل ساخت پروژه های بزرگ ساختمانی!

به تولید لوازم آرایشی و بهداشتی!

وسایل ورزشی!

وای، خدای من. دانش آموخته جامعه شناسی به هر یک از این حرفه ها که نگاه می کند! کاری برای انجام دادن نمی یابد!

مهارتی که بتواند در کنار این مشاغل از آن نام ببرد، نیست!

توانمندی که با افتخار اعلام کند و به مشاغل دیگر ضرورت جامعه شناس را بفهماند، ندارد!

جامعه شناس پس کارش چیست؟

کارگر به هر جا برود می داند بگوید چه کاری از دستش برمی آید؟ پرستار نیز چنین است. تکلیفش برای خودش و دیگران روشن است. حتی خانه دار می داند چه کاری می تواند انجام دهد؟ و چه کاری از عهده اش خارج است. اما دانش آموخته جامعه شناسی نمی داند!!!

خدا کند دانشگاهی یا مرکز تحقیقاتی او را جذب کند! همانطور که اساتید او را استخدام کرده اند والا بیکار می ماند.

در واقع، دانش آموخته جامعه شناسی جز حرف حرف حرف کار دیگری از دستش برنمی آید.

تعجب هم نیست چون اساتید جز حرف حرف حرف چیز دیگری به او نیاموخته اند.

او با اندوخته ای از اطلاعات و دانسته ها از دانشگاه فارغ التحصیل شده است که تنها برای سخنرانی و بیان در کلاس ها و کنفرانس ها به کار می آید!

چرا؟

چرا؟

چرا؟

مهارت دانش آموخته جامعه شناسی چیست؟

چه توانایی پس از سال ها تحصیل کسب کرده است؟

پس از این همه خواندن و امتحان دادن چه کاری از دستش برمی آید؟

فقط چون استادها و مدرسان که سال هایی را با آنها گذران است می تواند حرف حرف حرف بزند!!! از آسیب ها بگویید!!! از مشکلات و سختی ها بگویید!!! از پیشرفت و رفاه سخن سر دهد!!! … خلاصه حرف حرف حرف

چرا؟

چرا؟

چرا؟

چون جامعه شناسی مطالعه و بررسی را شغل پنداشته است.

چون جامعه شناسی حرف حرف حرف را حرفه گرفته است.

و بسیاری اندوهناک

چون جامعه شناسی به مهارت نیندیشیده است!!!

مهارت سازی

مهارت یابی

مهارت نگری

مهارت آفرینی

در هیچ مکتب جامعه شناسی نیست.

جامعه شناسی به همه چیز، همه جا، همه کس پرداخته است، الا به حرفه و شغل جامعه شناس!!!

الا به مهارت عملی و کار اجرایی جامعه شناس!!!

الا به وظیفه کاری معین و روشن جامعه شناس!!!

چه کنیم؟

چه کنیم؟

چه کنیم؟ حرفه جامعه شناس را باید از اصول موضوعه مکاتب جامعه شناسی ساخت و پرداخت.

شغل جامعه شناس را باید از آموزه های جامعه شناسی خلق کرد و آفرید.

کار جامعه شناس را باید از دل نظریه ها تولید کرد.

کسب و کار جامعه شناس را باید ایجاد کرد.

وظیفه شغلی جامعه شناس را باید به وجود آورد.

دکتر منیژه نویدنیا

دکتری جامعه شناسی. نظریه پرداز و محقق. نویسنده اولین کتاب امنیت اجتماعی در ایران، معرف جامعه شناسی تحلیلی با نگارش شش جلد کتاب، استاد دانشگاه و موسس سایت جامعه شناسان جوان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا