علمی تحلیلی

«دین مدنی – سیاسی» دورکیم یا «دین – ایمانی» امام حسین؟

 توافق نوشته شده ای هست میان جامعه شناسان دین غربی و شرقی: این که دینداری فرهنگی – اجتماعی اعضای جامعه را می توان در پنج بُعد یا مولفه مطالعه کرد:

باورهای دینی پایه (مانند اعتقاد به وجود خدای خالق،‌ جهان آخرت، پیامبران و رستاخیز)‌؛‌

مناسک و شعایر دینی (‌آیین های جمعی و فردی عبادت ورزی مانند نماز، حج، روزه، عشای ربانی و…)؛‌

تجربه دینی (حس و تجربه شخصی مواجهه با امور مقدس و معنوی، مانند حس و تخیل دیدن اولیا و قدیسین در خواب،‌ حس شفا یافتن و…)؛

‌اخلاقیات دینی (‌تاثیر اخلاقی دینداری بر روابط اجتماعی و زندگی اجتماعی مانند صداقت ورزی،‌ وفای عهد، ‌امانت داری، ‌ایثار، ‌انسان دوستی و…)؛

‌دانش دینی (‌داشتن اطلاعات از تاریخ دین،‌ آشنایی با زندگی قدیسین، اطلاع از تقویم دینی و مراسم مذهبی …).

در ایران پس از انقلاب 57 نیز به تبعیت از علی شریعتی که بنیان گذار یک نوع “جامعه شناسی اسلام و تشیع” بومی در ایران قبل از انقلاب بود و نیز هم چنان آثارش مروج و مشوق تفکر جامعه شناسی دینی دورکیم هم محسوب می شود (خصوصاً ایده “دین مدنی”  او که رنگ و بوی دین سیاسی یافته است. یعنی دین در خدمت سیاست و قدرت میهن پرستی و دین در خدمت دولت – ملت) و با گل کردن دانش فن “جامعه شناسی دین” در ایران پس از انقلاب اسلامی 57 بیشترین سهم مطالعات دینی  از آن “مناسک و شعایر مذهبی” بوده و هست.

دلیل اصلی این بوده که جامعه شناسان دین مهم ترین وجه اجتماعی – فرهنگی و حتی سیاسی دینداری در جامعه را به مناسک و شعایر مذهبی نسبت داده اند.

درحالی که  خصوصاً نقش و سهم “اخلاقیات دینی” به خاطر اثرات پربار و پابرجای آن در ایجاد یک “زیست دینی معنوی-  اخلاقی – انسان گرا” نمی تواند کم تر از مناسک دینی جمعی باشد که تاثیرات آن زودگذر و موقتی است .

اما، خطر جدی که در برپایی ظاهری و صوری پرغوغا و پرهیجان مناسک و شعایر دینی  جمعی هست – از جمله در برپایی اربعین حسینی –  این است که تقویت، بازتولید و توسعه “روح و فلسفه ایمان حقیقی به خداوند” که باید هدف این مناسک دینی باشد و اغلب اوقات متاسفانه نیست، مورد غفلت واقع می شود، چرا؟

چون، ظاهرگرایی نهفته در شعایرگرایی و بزرگ کردن شکل ظاهری مناسک، شعایر و تبدیل کردن مناسک و شعایر جمعی به “هدف” موجب می شود تا دینداران موفق به فهم، درک عمیق و دقیق محتوای ایمانی شعایر و مناسک دینی جمعی نشوند.

این رُخداد برای مناسک حج  نیز رُخ داده است.

‌برای مناسک روزه داری نیز رخ داده است.

برای نمازهای جماعت نیز رخ داده است.

به طوری که  اعمال و مناسک حج، روزه و نماز مسلمانان تبدیل شده است به ابزاری مکانیکی،‌ چون فرصت تامل و تفهم و فرصت اندیشیدن درباره فلسفه ایمانی این مناسک در شور و غوغای هیجانات جمعی مناسک دینی از دست می رود.

و این دقیقاً همان اتفاقی است که می تواند برای مراسم جمعی “اربعین حسینی ایرانیان در عراق” نیز رُخ دهد.

هیچ پیاده روی میلیونی به سمت کربلا نمی تواند فلسفه ایمانی عزیمت حسین بن علی از مکه – مدینه به سمت “جهاد و شهادت” را بازسازی کند.

هیچ زیارت خوانی عاشورایی صوری قادر به فهم و درک “فلسفه وارث آدم بودن حسین” نیست.

هیچ مداحی و روضه خوانی و هیات عزایی رایج، توانا بر درک روح “جنبش انتقادی اصلاحی دین گرایی” حسین بن علی که خالق رُخداد متافیزیکی و اسطوره ای محرم و عاشورا و کربلا است، نیست.

هیچ تفسیر ایدئولوژیکی سیاسی که هدف “انقلاب دینی – معنوی – اخلاقی” حسین بن علی را برپایی حکومت دینی می داند، قادر به فهم عظمت”حقیقت امامت اخلاقی- معنوی – شیعی” نیست .

تا زمانی که کردار دینی – ایمانی حسین بن علی، اربعین، عاشورا، کربلا، محرم، زیارت های وارث و عاشورای او  طبق”ایمان ابراهیمی حسین” فهم نشود

و لذا به مانند مناسکی ظاهری

و به مانند منطق و روایت “دین مدنی – سیاسی دورکیمی”‌ بدفهم شود؛‌

فلسفه “دین ایمانی حسین بن علی”‌ فهم نخواهد شد

و متاسفانه تا زمانی که چنین باشد، ظاهراً و منطقاً “حسین بن علی” نیز هیچ ” پیرو دینی حقیقی – ایمانی” نخواهد داشت!

دکتر سیدمحمود نجاتی حسینی

جامعه شناس، استاد دانشگاه، مدیر گروه «جامعه شناسی دین» انجمن جامعه شناسی ایران

نوشته های مشابه

‫2 نظرها

  1. بسیار عالی بود
    میشه لطفا این قسمتش رو بیشتر توضیح بدین که وجه مشترک دین دورکیم با آموزه های شریعتی چیست؟
    با سپاس

  2. خیلی خسته نباشید میگم و از اینکه به این ظرافت و دقت به توضیح نشسته اید بسیار عالی ست و ایمدوارم توضیحات بیشتری را ارائه بدهید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن