دل نوشته علمی

زندگی شخصی و نقش‌های عمومی

زندگی شخصی ما ابزارهای خاصی دارد که برخی از آنها هنگام ایفای نقش‌های عمومی و انجام وظایف اجتماعی، ناکارآمد هستند.

احساسات و هیجانات یکی از ابزارهای حیاتی زندگی شخصی ما هستند که مشمول این قاعده می‌شوند.

ما در زندگی شخصی ملزم به شناخت، تجربه راحت و روان، توانایی بیان کردن و شنیدن و نیز مدیریت احساسات و هیجانات هستیم.

زندگی شخصی بدون توانایی کار کردن با احساسات و هیجانات، از شور خالی و از نشاط عاری می‌گردد.

احساسات و هیجانات موتور پیش‌برنده رشد شخصی و روابط خصوصی‌مان هستند.

اما در حیطه انجام وظایف اجتماعی و ایفای نقش‌های عمومی، احساسات و هیجانات ابزارهای نامناسبی هستند.

احساسات و هیجانات پیچیدگی نگاه را کم می‌کنند و باعث می‌شوند موقعیت‌های بسیار پیچیده اجتماعی را ساده ببینید.

احساسات و هیجانات باعث می‌شوند خود را در مرکز معیارها و شاخص‌های ارزیابی شرایط قرار بدهید و به زبان ساده وقتی حالتان خوب است، حال همه را خوب و وقتی حالتان بد است، حال همه را بد ادراک کنید.

احساسات و هیجانات باعث می‌شوند تصمیمات شما به راحتی دستکاری شوند و تحت تاثیر جو و فضا قرار بگیرید.

احساسات و هیجانات به عملکرد حرفه‌ای شما آسیب می‌زنند.

احساسات و هیجانات با افزایش مهارناپذیر میل نوجویی شما را قاعده‌گریز و چارچوب‌ستیز می‌کنند.

احساسات و هیجانات میل ریسک‌پذیری را به شکلی غیرواقع‌بینانه افزایش و پیامدسنجی را کاهش می‌دهند.

احساسات و هیجانات شما را بی‌ثبات و اسیر نوسانات پرهزینه می‌گردانند.

احساسات و هیجانات در فضای عملکرد اجتماعی-عمومی اعتیادآور هستند!

شما در نقش یک معلم، یک قاضی، یک مشاور، یک مدیر، یک کارمند، یک معمار، یک محقق، یک دانشجو، یک راننده و … حین روبرو شدن با مسایل تخصصیِ چندمتغیری و کار بر پدیده‌های حرفه‌ای پیچیده و اخذ تصمیمات چندلایه باید با حداقل احساسات و هیجانات عمل نمایید.

استفاده از احساسات و هیجانات در فضای عمومی و نشاندن آنها بر صندلی تصمیم‌گیری ما را به آغوش عوام‌گرایی، خودکامگی و یا هرج و مرج می‌اندازد.

تصمیمات فاجعه‌بار تاریخی و امواج مخرب اجتماعی با احساسات معصومانه و هیجانات طبیعی‌ای رقم خورده‌اند که از نقطه عملکرد خود (زندگی شخصی) خارج شده بوده‌اند.

ما به عنوان انسان بالغ موظفیم علاقه و تمرکزمان بر امور عمومی و اجتماعی را بدون احساس و هیجان حفظ کنیم.

تمرکز و علاقه‌ای که صرفاً از منبع احساس و هیجان تغذیه شود، به ندرت به تغییر مثبت مستمر منجر می‌شود.

محمدحسن اشرف

روانشناس و درمانگر وجودی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا