علمی توصیفی

موسیقی تلفیقی و گفتمانی نو

موسیقی تلفیقی از پیوند دو یا چند گونه مختلف موسیقی با یکدیگر به منظور ایجاد تفکری جدید در ژانر موسیقی به وجود می آید.

ریشه های این نوع موسیقی به صورت مصطلح آن، از تلفیق دو ژانر موسیقی جَز و موسیقی راک در دهه  1960 میلادی به وجود آمد، البته در تاریخ موسیقی جهان نمونه هایی از تلفیق در آثار به چشم می خورد.

اما، تلفیقی که امروزه از آن سخن می گویند تلفیق فرم ها موسیقی با استفاده از تکنیک های آهنگسازی مانند آن چیزی که سرگئی راخمانینف با کاپریس های پاگانینی انجام داد، نیست.

در تلفیق های امروزه بیشتر موسیقی ملل هستند که به یکدیگر در می آمیزند و فرهنگ های همدیگر را به وسیله موسیقی به یکدیگر نزدیک می کنند.

هنوز برای موسیقی تلفیقی (فیوژن) استانداردهای مشخصی وجود ندارد.

اما، از نظر فنی هم آمیزی هارمونی ها، نغمه ها، ارکسترها، ریتم ها به گونه ای که به روح هیچ کدام از عناصر لطمه ای وارد نشود.

طبعاً وقتی صحبت از تلفیق موسیقی ملل می شود از آهنگساز انتظار می رود ضمن آشنایی کامل با فرهنگ های مورد نظر، از نظر موسیقیایی نیز تسلط کاملی به موسیقی هر دو ملت داشته باشد.

اما، آن چیزی که در موسیقی تلفیقی موفق می تواند مد نظر منتقدان قرار گیرد، بررسی های زیباشناسانه و نقادانه اثر در حوزه های جامعه شناختی است.

چرا که موسیقی تلفیقی روایتی از دو فرهنگ متفاوت است.

اثر تولید شده روایتی است از هم آمیزی و زیست دو فرهنگ در قالب یک اثر هنری.

چنانچه در نظر بگیریم که دو فرهنگ متفاوت چه نقاط مشترک و چه نقاط متضادی با یکدیگر دارند و چگونه می توانند در کنار یکدیگر به زیستی مسالمت آمیز و انسان دوستانه ادامه دهند.

به عنوان مثال تلفیق موسیقی کلاسیک غرب و موسیقی ایرانی جدا از اینکه چقدر موفق بوده یا نبوده؟ می تواند از حیث جامعه شناختی مورد بررسی قرار گیرد.

موسیقی ایرانی دارای یک بافت مونوفونیک (تک صدایی) است، در مقابل یک بافت هموفونیک (دو صدایی) و پلی فونیک (چند صدایی)، هارمونی پذیر بودن موسیقی ایرانی در مقابل موسیقی غربی، از جمله چالش هایی است که آهنگساز را با خود درگیر می کند.

همین مسئله می تواند از نظر زیباشناسی، به هر دو فاکتور تلفیق آسیب های جدی وارد کند.

اول می تواند روح موسیقی ایرانی را از بین ببرد و دوم می تواند موسیقی کلاسیک غرب را از معنا تهی کند.

یک آهنگساز باید نسبت به هر دو موسیقی تسلط فوق العاده ای داشته باشد و همچنین از نظر شناخت جامعه شناسی و فرهنگی متوجه مسائل ریز و درشت آن باشد.

موسیقی به عنوان یک خُرده فرهنگ در هر جامعه ای می تواند عنصری برای یک گفتمان فرهنگی باشد. اما این گفتمان، گفتمانی عمیق و هنرمندانه ای است.

شما برای اینکه یک موسیقی دان تلفیقی باشید، هم باید دانش عمیقی در حوزه موسیقی و هم حوزه علوم انسانی داشته باشید.

اینجاست که می توانیم با موسیقی تلفیقی برخورد جدیدی داشته باشیم.

در موسیقی تلفیقی، فقط تلفیق اصوات نیست که خودنمایی می کند، ما از ترکیب و تلفیق نظام های ارزشی متفاوت با بیانی موسیقیایی سخن می گوییم.

یک اثر نازل نه تنها نمی تواند تلفیق و گفتمانی جذاب برای چنین هدفی باشد، بلکه نتیجه ای کاملاً برعکس خواهد داشت.

یک موسیقی دان تلفیقی در کنار توجه به مسائل فنی باید به مسائل مهم زیباشناختی نیز توجهی خاص داشته باشد.

همایون خشندیش

فارغ التحصیل کنسرواتوار گرایش آهنگسازی و همچنین کارشناسی علوم ارتباطات اجتماعی گرایش خبرنگاری

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا