علمی توصیفی

احساس رضایت

احساس رضایت از بازتاب توازن میان آرزوهای شخصی و وضعیت عینی فردی به وجود می­ آید (اینگلهارت، 1373: 241).

 در واقع رضامندی حالت و شرایطی است که بر اثر ارضاء نیازها، انتظارات، آرزوها و امیال برای افراد به وجود می­ آید، به طوری که فرد از روی موفقیت، تمایل و تاکید آزادانه از شرایط فردی و پیرامونی به لحاظ ذهنی خشنود گردیده و آن شرایط را خوشایند ارزیابی می کند.

احساس رضایت مندی و خشنودی یکی از مطالبات و خواست اصلی مردم در دریافت هر گونه خدمت یا سرویس مادی یا معنوی است.

– دیدگاه دکتر ناصر فقهی فرهمند با توجه به مدل پیرکاس در باره احساس رضایت:

احساس رضایت یعنی افراد به طور معمول در قبال چیزهایی که درک و تجربه می­کنند، به ندرت نسبت به آن بی تفاوت هستند.

یکی از علت های علاقه اولیه دانشمندان به مساله رضایت، این باور بود که افراد هر چه بیشتر راضی باشند، حاصل بهتری از کار را خواهند داشت.

ولی به همان اندازه که پژوهشگران در اثبات چنین رابطه مستقیمی بین رضایت بهتر و انجام کار، با عدم موفقیت مواجه شدند و اعتقاد به وجود رابطه روشن بین رضایت و انجام کار به ضعف رفت.

باید گفت روانشناس ها، هنوز مساله رضایت را نه به عنوان علت انجام دادن کار، بلکه به عنوان واکنش افراد نسبت به عضویت خود در سازمان و نسبت به کار خود، مورد مطالعه قرار می دهند.

پس، رضایت شغلی در چنین دیدگاهی، به نوبه خود، موضوع مهمی را جهت مطالعه تشکیل می دهد.

به طور کلی، رضایت از طریق تفاوت بین مقدار بازدهی که شخص باید به دست آورد و بازدهی که به دست می آورد، مشخص می گردد.

یعنی هر چه قدر این تفاوت کمتر باشد، رضایت شغلی نیز بیش تر خواهد بود.

بر اساس این نظر، هر چه قدر مردم از اجرای یک برنامه فرهنگی و یا برگزاری یک کلاس هنری از مجریان و مربیان آن بهره و استفاده مفیدتری در به کارگیری آن آورده ها در زندگی ببرند، به همان مقدار از آن رضایت بیش تری خواهند داشت.

اگر محتوای برنامه های فرهنگی هنری، بیشتر به نیازهای فردی و اجتماعی افراد جامعه توجه کند، به طور مسلم، رضایت و خشنودی بیشتری را کسب می کند، چون به نوعی آن نیازها را برآورده ساخته و پاسخ داده است.

تعریف رضایت/ رضامندی از منظر دکتر محسنی و صالحی:

مقوله و موضوع رضایت (satisfaction)  با نیاز، ارتباط ارگانیک گونه و سازمانی دارد.

تا نیازی نباشد، یا مطرح نگردد، مقوله رضایت نمی­­تواند مطرح شود.

مثل نیاز گرسنگی و تلاش و حرکت به سوی رفع آن و رسیدن به حس سیری.

به همان اندازه که نیازها متنوع، گسترده و نامشخص هستند، رضایت از تامین و ارضاء آن ها نیز همان گونه هستند.

اما، این صفات هرگز از اهمیت هیچ کدام، نه رضایت و نه نیاز، نمی ­کاهد.

هر دو احساس؛ نیاز و رضایت مقوله یا عاملی حیاتی هستند و در فاز زیستی آن مثل غذا و امنیت، با جان و بقاء و هستی انسان سر و کار دارد.

دکتر محسنی و صالحی «حس رضایت» را این گونه تعریف می کنند:

برآورده سازی نیازهای اجتماعی و فردی منجر به احساس خوشایند و مثبتی در انسان می گردد که ما آن را حس خوب رضایت و خشنودی می نامیم. (محسنی/ صالحی، 1381 : 10 و 11).

منابع

1- اینگلهارت، رونالد (1373)، تحول فرهنگی در جامعه پيشرفته صنعتي، مترجم مريم وتر، تهران: نشر کوير.

2- فقهی فرهمند، ناصر (1391)، مدیریت پویای سازمان، تهران: نشر فروزش.

3- محسنی، منوچهر/ صالحی، پرویز (1381)، رضایت اجتماعی در ایران، تهران: نشر آرون.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن