علمی تحلیلی

جامعه چیست و جوامع چه ویژگی هایی دارند؟

در نوشته پیش رو می کوشیم تا به این سوال پاسخ دهیم که جامعه چیست و جوامع از چه ویژگی هایی تشکیل شده است؟

جامعه در لغت یک واژه عربی است که مونث جامع و به معنای گردآورنده، فراهم آورنده، جرگه، اجتماع، مردم یک کشور و یا یک شهر است.

جامعه در زبان انگلیسی به معنای society است که این واژه، خود از واژه لاتین گرفته شده است.

اما جامعه در اصطلاح، معمولاً به گروهی از انسان ها اطلاق می شود که به منظور تامین نیازمندی های مادی و معنوی خود جمع می شوند و روابط و مناسبات اجتماعی میان آن ها برقرار می شود.

به هر حال، جامعه صرفاً یک سازمان اجتماعی است متشکل از مردمی که دارای تاریخ، فرهنگ، ساختار، مجموعه ای از نهادهای اجتماعی و معمولاً زبان و هویتی مشترک هستند.

در واقع، جامعه بزرگترین شمار افراد انسانی است که برای تامین نیازهای اجتماعی شان در کنش متقابل اند و همگی در یک فضای مشترک فرهنگی به سر می برند.

اما، هر جامعه ای از یکسری ویژگی های کلی تشکیل یافته است، که این ویژگی های کلی جوامع به قرار ذیل هستند.

الف. کنش متقابل نمادی

ب. الگوهای اجتماعی

ج. همبستگی اجتماعی

د. تغییر اجتماعی

اما، منظور از هر کدام از این ویژگی ها چیست؟

1. کنش متقابل نمادی:

منظور از کنش متقابل اجتماعی همان چیزی است که همه نهادها و سازمان ها را پدید می آورد.

به عبارتی، منظور از کنش متقابل اجتماعی، تعامل، همکاری، ارتباط و مذاکره ای است که مردم با یکدیگر دارند.

کنش متقابل اجتماعی خود به نوع کنش متقابل اجتماعی نمادی و کنش متقابل اجتماعی غیرنمادی تقسیم می شود.

منظور از کنش متقابل اجتماعی نمادی، این است که کنشگران هنگامی که به کنش می پردازند، رفتارهای یکدیگر را در نظر می گیرند.

به عبارتی دقیق تر، منظور این است که کنش افراد معمولاً به منظور انتقال پیامی به دیگران صورت می گیرد، و دیگران که هدف این رابطه هستند، پیوسته می کوشند معنای آن کنش ها را درک کنند و پاسخ دهند.

این فرآیند، یک کنش و واکنش متقابل و مستمر را به دنبال خواهد داشت که برآیند آن تکوین جوامع انسانی خواهد بود‌.

بر همین اساس هم هست که می گویند جامعه محصول کنش متقابل اجتماعی نمادی هست.

2. الگوهای اجتماعی:

منظور از الگوهای اجتماعی چیست؟

منظور از الگوی اجتماعی این است که کنش متقابل اجتماعی منظم می شود، تنظیم می گردد و البته ثباتی در آن برقرار می شود، در نتیجه این ثبات است که کنشگران متوجه می شوند که در ارتباط با یکدیگر چه باید بکنند.

در نزد جامعه شناسان الگوهای اجتماعی خود به سه دسته تقسیم می شوند.

الف. فرهنگ، ب. ساختار اجتماعی، و ج. نهادهای اجتماعی

منظور از هر کدام از این الگوها به چه معناست؟ به صورت مختصر عرض می شود.

الف. فرهنگ: منظور از فرهنگ قواعد، ارزش ها و باورهای مشترک یک جامعه است.

ب. ساختار اجتماعی: مجموعه ای از موقعیت های اجتماعی است که افراد را در جامعه رده بندی می کند.

ج. نهادهای اجتماعی: منظور از نهادهای اجتماعی، نمادها و شیوه های تثبیت شده ای هستند که برای رفع نیازهای معینی از کنشگران و جهان اجتماعی به وجود آمده اند.

3. همبستگی اجتماعی:

سومین ویژگی جوامع، همبستگی اجتماعی است.

منظور از همبستگی اجتماعی این است که عاملی که باعث می شود تا جامعه تداوم داشته باشد، همبستگی است که بین اعضای جامعه به وجود می آید.

درواقع، همبستگی باعث وفاداری اعضای جامعه به یکدیگر می شود و این وفاداری رمز ماندگاری جامعه می شود.

در حقیقت، کنشگران احساس می کنند که به جامعه تعلق دارند، بنابراین تمامی تلاش و مساعی خود را برای حفظ آن به کار می گیرند.

4. تغییر اجتماعی:

چهارمین ویژگی جوامع تغییر اجتماعی است.

در واقع، جوامع به این دلیل وجود دارند، که می توانند تغییر کنند.

زیرا اعضای جامعه می توانند مسایل آن را حل کنند.

این که نسبت به مسائل آن بی توجه باشند و یا این که آن ها را نادیده بگیرند، این گونه نیست.

در واقع، بر اثر همین راه حل های خلاقانه است که جامعه بازتولید و تداوم پیدا می کند.

به تصور من، در بین چهار ویژگی اصلی جوامع، ویژگی تغییر اجتماعی از همه مهم تر است.

زیرا جامعه به مثابه یک ارگانیسم زنده است که می تواند رشد کند و تکامل یابد.

قطعاً عناصر تشکیل دهنده جامعه به مثابه انسان ها نیز این گونه هستند.

بنابراین، چون انسان موجود ثابتی نیست و همواره در حال تغییر  و تحول است و البته خواهان تعالی و تکامل می باشد، اگر جلوی تغییر و تحول آن را بگیریم و یا جلوی راه رشد آن را سد کنیم، با مشکل مواجه خواهیم شد.

به باور من، جامعه به مثابه مجموعه ای از کنشگران هم این گونه است و ما نمی توانیم به هر دلیلی جلوی راه رشد و توسعه آن را مسدود کنیم و یا این که بگوییم باید مطابق سلیقه خاصی تفکر و عمل کند.

لذا، اگر متن ثابتی را برای انسان و جامعه طراحی کنیم و او را داخل آن قرار دهیم

و یا این که از انسان و جامعه بخواهیم تا فقط برابر با آن متن ثابت اندیشه و رفتار نماید،

نه تنها راه رشد او را مسدود کرده ایم، بلکه با یک راهبرد غلط انسان و جامعه را در مانیفستی قرار داده ایم

که امتناع تفکر و امتناع عمل را برای او رقم زده ایم

که برآیند این راهبرد و جهت گیری،

خارج کردن انسان و جامعه از چارچوب های متعارف و هدایت او به سمت پارادایمی است که جزء قفس آهنین چیزی نخواهد بود.

زیرا سد فکری و سد عملی، در نهایت یا منجر به انزواطلبی انسان و جامعه خواهد شد و یا این که راه جداطلبی را به او تحمیل خواهد کرد.

که برآیند همه این مسایل، ایستایی انسانی و ایستایی جامعوی خواهد بود.

بنابراین، چاره ای جزء این نیست که به تغییرات جامعوی احترام بگذاریم و راه تغییر جامعه را باز بگذاریم و انسان و جامعه را در یک مانیفست ایدئولوژیک زندانی نکنیم، تا انسان و جامعه با دغدغه کمتری به رشد و توسعه خود بپردازد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا