علمی توصیفی

جهل مرکب و قربانیان آن

جهلِ مرکب جهل و نادانی ای است که نمی دانیم و نمی دانیم که نمی دانیم.

به عبارت دیگر، جهل مرکّب زمانی روی می دهد که آدمی نسبت به نادانی و جهل خود از موضوعی اطلاع و آگاهی لازم را نداشته باشد.

جهل مرکّب در مقابل جهل بسیط یا ساده قرار می گیرد و جهل بسیط یا ساده موضوعات و مسائلی است که هر انسانی ممکن است نسبت به ندانستن و عدم شناخت شان اطلاع داشته باشد.

مثلاً می داند که درباره کُرات دیگر چیزی نمی داند و اگر از او سئوال شود که آیا از وضعیت کره مریخ چیزی می دانید؟ در پاسخ بگوید که نه، نمی دانم.

اما، جهل مرکّب این گونه نیست و فرد نمی داند و مطلع نیست که در باره بسیاری از چیزها آگاهی و اطلاع درستی ندارد.

او البته شاید این گونه بپندارد که خیلی چیزها را می داند، اما وقتی برایش توضیحات درست و منطقی در باره آن چیزها داده شود، به این نتیجه می رسد که عجب تاکنون فکر می کرده که می داند، اما الان دریافته است که حقیقتاً آن ها را نمی دانسته و نمی شناخته و از این منظر دچار جهل مرکب بوده است.

اگر افراد اظهار کنند که: «می دانم که نمی دانم» و در پی برطرف کردن نادانی و جهل خود باشند، در واقع دچار جهل بسیط یا ساده هستند، مانند این که فردی بگوید که من درباره “سیاهچاله ها”،   “اگزیستانسیالیسم”، “پروتوپلاسم”، “فیزیک کوانتوم”، و بسیاری موضوعات و مسائل دیگر چیزی نمی دانم.

تقریباً تمامی انسان ها در بسیاری از حوزه ها و موضوعات دچار جهل بسیط یا ساده هستند و البته کوشش می کنند که در حد توان و زمانی که در اختیار دارند، این ندانستن ها را تبدیل به دانستن و آگاهی بکنند.

اما در مقابل، افرادی که دچار جهل مرکب هستند، همواره و در هر زمان و مکانی با غرور و تکبر اظهار می کنند که: «می دانند و تازه خوب هم می دانند»!!!!!

این افراد در واقع دچار خطای دانستن هستند و فقط تصور می کنند که می دانند و اگر خوب بنگریم در می یابیم که نمی دانند و نسبت به این نادانی و جهل خود متاسفانه آگاهی هم ندارند.

افرادِ دچار جهل مرکّب در حقیقت “شکلِ مار”  را دیده اند و نه “خودِ  مار” را، اما این طور فرض می کنند که هر آن چه که باید درباره مار بدانند را می دانند و این دقیقاً یعنی جهل مرکب!!

افراد دارای جهل بسیط یا ساده مصداق این شعر زیبای ابن یمین فریومدی هستند که چنین سروده بود:

آن کس که نداند و بداند که نداند      لنگان خرک خویش به مقصد برساند

 اما افراد دارای جهل مرکب هم مصداق بیت دیگری از این شاعر به شرح زیر هستند:

آن کس که نداند و نداند که نداند      در جهل مرکب ابدالدهر بماند

جهل مرکّب قربانیان زیادی دارد و تقریباً در بسیاری از جوامع به ویژه جوامع توسعه نیافته به وفور یافت می شوند.

در کشور ایران هم جهل مرکب بیداد می کند و کسان بسیاری دچار این معضل و مشکل اساسی و ریشه ای بوده و بدتر این که با فهم های ظاهری و ناقص شان می روند تا بنیاد جامعه را بر باد دهند.

من معتقدم هیچ بیماری ای خطرناک تر و ویران گرتر از جهل مرکب وجود ندارد و جهان اکنون در آتش پیامدها و عواقب جهل مرکب می سوزد.

دو جنگ جهانی اول و دوم را کسانی به راه انداختند که دچار جهل مرکب بودند و هیتلر به معنای واقعی کلمه دچار جهل مرکب بود.

نمونه های اعلای جهل مرکب در جهان اسلام طالبان، القاعده، بوکوحرام و داعش هستند که جز بدبختی و فلاکت برای کشورهای اسلامی هیچ دستاورد دیگری نداشته اند.

در حقیقت این گروه های اسلامی دچار یکی از انواع جهل مرکّب یعنی «جهل مقدّس» هستند و به نظر می رسد جهل مقدّس از بدترین و خطرناک ترین نمونه های جهل مرکب باشد. به گفته مولوی:

خواجه پندارد که طاعت می کند    می نداند کز معصیت جان می کند

 البته جهل مقدس را نباید فقط در جهان اسلام جستجو نمود، بلکه در بسیاری از مناطق مذهبی و غیر مذهبی جهان این نوع جهل به وفور دیده می شود.

واژه “مقدس” در این جا نباید رهزن باشد. چرا که مقدس تنها به هر آن چه که مذهبی و دینی باشد ارجاع ندارد، بلکه بسیاری از افراد و پدیده های غیردینی هم ممکن است، مقدس جلوه کنند و افرادی باشند که آنها را بپرستند.

امروزه ثروت برای بسیاری از آدمیان در بسیاری از کشورها و مناطق جهان تبدیل به یک “امر مقدس” شده است و بر سر آن نزاع ها، درگیری ها و آدم کشی ها برپا می کنند.

گویی که جهل مقدس همه جا حضور دارد و صد البته بسیار موذیانه و پیچیده عمل می کند.

کسانی که دچار از خودبیگانگی، جهل مقدس، بنیاد گرایی، اسکیزوفرنی فرهنگی، بی شعوری، خود برتر بینی، همه چیز دانی، عقل کل، تک روی، کبر و غرور، و برخی رذیلت های مشابه هستند به نوعی گرفتار جهل مرکب شده و قربانیان واقعی آن محسوب می شوند.

از جمله  ویران گری هایی که جهل مرکّب به بار می آورد این است که فضیلت هایی چون:

عقلانیت، تفکر، اندیشه، سعه صدر، تأمل، مدارا، آینده نگری، همه جانبه نگری، مشورت،  تدبیر، اعتدال، گفتگو، تضارب آراء، نقادی، پژوهش، مطالعه و یادگیری را عمداً یا سهواً به تاراج می گذارد و نابود می کند.

جهل مرکب را همواره و در همه جا باید فریاد زد و رسوا کرد و تشت رسوایی آن را از بام این جهان فرو افکند.

دکتر محمدباقر تاج الدین

جامعه شناس، استاد دانشگاه

نوشته های مشابه

‫4 دیدگاه ها

  1. سلام و درود بر فکر و قلم زیبا و ارزشمند شما
    چقدر فقر و فقدان این افکار در شبکه های اجتماعی دردناک است. امیدوارم خدای مهربان همه همکاران عزیز دانشگاهی را در راه ایفای مسوولیت اجتماعی خویش توفیق روز افزون عطا کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا