علمی توصیفی

دگرگونی وظایف رسانه ها

 رسانه های جریان اصلی در کشورها به سمت «تجاری شدن» تغییر جهت داده اند که سرانجامی چون بریدن از بدنه اجتماعی نصیب آنان نمی شود.

 روند تجاری شدن رسانه ها را دو فیلسوف مکتب انتقادی یعنی آدورنو و هورکهایمر «صنعت فرهنگ» نامیده اند و دال بر آن است که رسانه های جمعی به جای «ایفای نقش اجتماعی» فرایند «صنعتی شدن» و «تجاری شدن» را در پیش گرفته اند.

 فرایند صنعتی شدن رسانه ها به این مفهوم است که رسانه ها به جای اینکه وسیله ای برای ارتقای سطح امور اجتماعی و فرهنگی شهروندان باشند، به ابزاری در خدمت صاحبان صنعت و کنشگران اقتصادی در آمده اند.

 چنین فرایندی مبین آن است که رسانه های جریان اصلی بویژه رسانه های بین المللی روز به روز از وظایف ذاتی خود فاصله گرفته و به تریبونی برای کنترل، مهار و هدایت افکار توده ها همسو با تمايلات طبقة حاكمه شده اند.

 صنعت فرهنگ جنبه های آگاهی بخش و آزادی خواهانه رسانه ها را سُست و زایل کرده و  نقش تخدیر کننده توده ها را برجسته می کند.

 به گفته پائولو فریره اندیشمند آمریکای لاتین، رسانه ها به جای «آموزش اطاعت جو»  باید «آموزش هشیار ساز» به توده های جامعه ارایه دهند.

 سیستم آموزش اطاعت جو افراد را منفعل و تربیت پذیر می داند. در این سیستم افراد از طریق دانشی که به آنها تزریق می شود، وادار به پذیرفتن محیط پیرامون خود می شوند.

اما، آموزش های هشیار ساز انسان را از اشکال خارجی و داخلی ستم رها می کند.

نوشته های مشابه

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن