علمی توصیفی

عناصر و ارکان جامعه لیبرالی

وجه اشتراک همه گونه های متنوع متعلق به سنت لیبرالی برداشتی معین با خصلتی مشخصاً مدرن از انسان و جامعه است.

برخی از عناصر این برداشت عبارت اند از:

فردگرایی (Individualism) که از برتری اخلاقی فرد در برابر هرگونه ادعایی از سوی جمعی اجتماعی دفاع می کند.

برابری خواهی (Egalitarianism) که منزلت اخلاقی یکسانی به همه انسان ها اعطا و ربط هر گونه تمایزی در ارزش اخلاقی میان انسان ها به لحاظ نظم حقوقی یا سیاسی را انکار می کند.

جهانشمولی (Universalism) که وحدت اخلاقی نوع انسان را تصریح می کند و به وابستگی های خاص تاریخی و اشکال فرهنگی اهمیت ثانوی می بخشد.

بهبودگرایی (Meliorism) که اصلاح و پیشرفت پذیری همه نهادهای اجتماعی و ترتیبات سیاسی را تصدیق می کند و این اعتقاد را که امور انسانی تابع پیشرفت نامحدود در آینده ناگشوده اند را تصدیق می کند.

چنین برداشتی از انسان و جامعه است که به لیبرالیسم هویتی مشخص می بخشد که از تنوع و پیچیدگی درونی آن در می گذرد.

لیبرالیسم به دلیل همین چهار عنصر ترکیب کننده دریافت لیبرالی از انسان و جامعه، سنتی واحد و نه دو یا چند سنت یا نشانگان پراکنده از اندیشه ها را تشکیل می دهد.

… رهیافت دیگر در توجیه جامعه لیبرالی را می توان در فلسفه کانت یافت که روی هم رفته خواهان اجتناب از هر گونه توسل به طبیعت انسان با بهزیستی است.

کانت چنین استدلال می کند که مفهوم موجودات انسانی در مقام حاملان حقوق موثر در قبال آزادی و عدالت متضمن این برداشت است که آنان همواره به عنوان هدف های فی نفسه (Ends in themselves) تلقی شده و هرگز صرفاً به عنوان وسایل (Means) در قبال هدف های دیگران به شمار نیایند.

این یک استدلال استعلایی (Transcendental argument) است که در آن از ویژگی های اندیشه و عمل اخلاقی معیار گرفته تا اصول یا پیش فرض هایی که زندگی اخلاقی به دلیل وجود آنها میسر می شود، دلیل و برهان آورده شده است.

افزون بر این، چنین به نظر می رسد که کانت فرض کرده که فقط یک اصل – اصل کلاسیک لیبرالیسم- اعطاکننده حداکثر آزادی برابر به انسان ها، نیاز به جهان گستری تحمیل شده به وسیله امر مطلق (Categorical Imperative) را ارضا خواهد کرد.

یک جامعه لیبرالی واقعی صرفاً آن نظم اجتماعی است که برای اشخاصی که خود را در مقام عاملان عاقل خودمختار (Autonomous) و اهدافی فی نفسه تصور می کنند، قابل قبول باشد.

آزادی های لیبرالی چه هستند؟ این آزادی ها عبارتند از:

آزادی گفتار و بیان (Freedom of Speech and Expression)،

آزادی اجتماع و جنبش (Freedom of Association and Movement)،

آزادی حرفه و شیوه زندگی (Freedom of Occupation and Lifestyle)

و آزادی های اساسی (Basic Liberties).

آزادی های اساسی، به عنوان چارچوبی برای شرایط لازم برای عاملیت خودمختار (Autonomous Agency) در نظر گرفته می شود.

انسان آزاد کسی است که دارای حقوق و امتیازات لازم برای فکر و عمل مستقلانه خود باشد، حاکم بر خود باشد، و نه تحت سلطه دیگری.

لازم نیست که محتوای این نظام آزادی های اساسی ثابت و لایتغیر باشد، بلکه کافی است که شامل شرایط ضروری در یک وضعیت مشخص تاریخی برای رشد و کاربست قوای اندیشه و کردار مستقل باشد.

بدیهی است که این آزادی های اساسی، هر چیز دیگری نیز که شامل آنها باشد، حمایت های حقوقی یک دولت لیبرالی را در برخواهند گرفت.

آزادی از بازداشت خودسرانه (Arbitrary Arrest)، آزادی اعتقادات (Freedom of Conscience)، آزادی اجتماع، آزادی جنبش و مانند آن.

منبع: گری، جان (1387)، لیبرالیسم، ترجمه محمد ساوجی (چاپ دوم)، تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، ص 100-1.

جامعه شناسان

نظریات جامعه شناسان و موضوعات جامعه شناسی از کُتب مختلف توسط دکتر منیژه نویدنیا در اختیار علاقمندان قرار داده می شود، به انضمام نمودارها، عکس ها ... که شیوه ابداعی ایشان می باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا