علمی توصیفی

مفهوم مصرف با توریسم

در قرون وسطی مفهوم مصرف، به طور قابل ملاحظه ای با آن چه امروز از آن فهم می شود، متفاوت بود.

برای اکثریت مردم، مصرف مبتنی بر رفع نیاز و بقای روزمره بود.

در حالی که در میان عده اندکی از زمینداران و اشراف، نشانه زیاده خواهی، جلب توجه و موقعیت اجتماعی تلقی می شد.

در این دوره برای اولین بار مصرف و شیوه مصرف کردن به منزله پدیده ای مرتبط با فرهنگ و جهان بینی ای خاص مورد توجه ماکس وبر قرار گرفت.

گسترش طبقه متوسط، افزایش دستمزدها، کاهش ساعات کار علاوه بر تخفیف خطر تهدید مشروعیت سرمایه داری، بازاری مصرفی برای کالاهای تولید شده به وجود آورد و سرمایه داری وارد مرحله جدیدی شد؛ سرمایه داری به مثابه شیوه تولید به سرمایه داری به مثابه شیوه مصرف مبدل شد.

از این منظر، مصرف متضمن از بین رفتن نقش محوری ای است که پیش از این، کار تولیدی در زندگی روزمره مردم، هویت آن ها و این که چه کسی هستند، داشت.

در واقع به جای نقش های کاری، این نقش انواع صورت بندی های خانوادگی، انواع رفاقت های جنسی، گذراندن اوقات فراغت و به طور کلی مصرف است که برای تحلیل های مردم، اهمیتی هر چه بیشتر یافته است.

به این معنی، مصرف کالا و شیوه مصرف بیشتر به امری فرهنگی تبدیل شد تا بیولوژیکی و در واقع مصرف بر خواست و تمایل مبتنی شد تا رفع نیاز.

مصرف فرهنگی از این جا به کنشی برای مرزبندی های اجتماعی تبدیل شد و در تحلیل های اجتماعی مورد تاکید قرار گرفت.

با پذیرش این واقعیت که مصرف نه تنها یک فعالیت اقتصادی، بلکه فعالیتی اجتماعی و فرهنگی است، دیدگاه های اقتصاد سنتی به چالش کشیده شد و جامعه شناسان و مردم شناسان در دهه اول قرن 19 به شیوه هایی علاقه مند شدند که مصرف را در جامعه و در زمینه های مختلف فرهنگی نشان می داد.

در ادبیات جامعه‌شناختی نیز، مفهوم «مصرف»  که از ایده خرید چیزی صرفاً برای رفع نیازهای فیزیولوژیک فراتر می‌رود با ورود جوامع غربی به سطوح بالای سرمایه‌داری به محور مرکزی در سبک زندگی شهرنشینان بدل شده است.

در این معنا، توریسم به عنوان شکلی از گذران اوقات فراغت نوعی«مصرف» تعریف می‌شود.

چرا که «مبتنی بر مصرف تجربیاتی از طریق تعامل با زیست محیط هایی متشکل از حیات وحش، طبیعت و فرهنگ های بومی است و ییلاق‌ها، زیباترین مناظر، و جالب ترین فرهنگ ها در سراسر جهان صحنه نمایش کارکردهای این صنعت را تشکیل می‌دهند»

و از سوی دیگر، این پدیده با «انتقال پیام های فرهنگی درباره سبک زندگی و هویت» همراه است.

از جمله مصارف فرهنگی موسیقی می باشد.

موسیقی بخشی از فعالیت هنری انسان است و شاید بیش از محصول هنری دیگری، آدمیان در زندگی روزمره خود در معرض شنیدن موسیقی هستند.

در ضمن، همه انسان ها کم و بیش از موسیقی برای پر کردن لحظات فراغت خود استفاده می کنند. 

معصومه اشتیاقی

پژوهشگر اجتماعی و دانشجوی دکترای بررسی مسائل اجتماعی ایران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا