دل نوشته علمی

نقش کتاب های درسی علوم اجتماعی

نقش کتاب های درسی علوم اجتماعی در تقویت روابط اجتماعی دانش آموزان، عنوان کامل مطلب حاضر است.

خداوند انسان را بالفطره اجتماعی آفریده است و استعدادها و توانایی هایی به طور بالقوه در وجودش به ودیعه گذاشته است که لازمه فعلیت بخشیدن به آنها برقراری ارتباط با دیگران و زندگی در محیط اجتماعی می باشد.

این ارتباط و با دیگران زیستن، پذیرفتن و عمل کردن به ارزش ها و هنجارهای حیات اجتماعی نیازمند یادگیری چارچوب های زندگی در جامعه انسانی (مهارت های ارتباطی و زندگی اجتماعی) است.

علوم انسانی به طور اعم و علوم اجتماعی به طور اخص از طریق نهاد آموزش و پرورش در آموزش آن مهارت ها به جوانان برای زیستن در یک محیط اجتماعی شاداب نقش اساسی دارند.

بنابراین، جامعه و نهادهای آموزشی و پرورشی در قبال آموزش فرهنگ، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی به نسل جوان دارای مسئولیت هستند و مرکز این آموزش دهی برنامه ریزان درسی اند

و دروس علوم اجتماعی در مقاطع مختلف تحصیلی زمینه های اجتماعی کردن و فرهنگ پذیر نمودن فراگیران را فراهم می کنند و

در مجموع با کارآیی عناصر مختلف آموزشی (کلاس ها، معلمان، روش های تدریس، محتوای آموزشی دروس و وسایل کمک آموزشی و …) امر جامعه پذیری و تقویت روابط میان فردی به منظور حفظ و تداوم فرهنگ زندگی اجتماعی در جامعه محقق می شود.

جامعه شناسی چشم اندازی مشخص و فوق العاده روشنگر درباره رفتار انسانی ارائه می کند.

یادگیری جامعه شناسی به عنوان شاخه ای از علوم اجتماعی به معنای رها کردن تبیین های شخصی درباره جهان و نگریستن به تاثیرات اجتماعی ای است که زندگی ما را شکل می دهند.

علوم اجتماعی واقعیت تجربه فردی را انکار نمی کند یا دست کم نمی گیرد، اما با ایجاد حساسیت نسبت به جهان وسیع تر فعالیت اجتماعی که همه ما در آن درگیریم، آگاهی ژرف تری از ویژگی های فردی خودمان و دیگران بدست می آوریم (گیدنز، 1374: ص 7).

شکل گیری، تداوم و بقای زندگی جامعه انسانی بر مبنای یادگیری است و یادگیری نیز بر مبنای آموزش و انتقال آموختنی های انسان از فردی به فرد دیگر، و از گروهی به گروه دیگر و از نسلی به نسل دیگر است، اگر نقطه آغاز جاده ناتمام پرورش جامعه بشری را ودیعه های الهی در ذات آموزنده و مشتاق آموختن بشر و دانستن ذاتی مسایل اولیه برای رشد و نمو از قبیل میل به خوردن و آشامیدن و راه رفتن بدانیم، ادامه آن یادگیری از طریق مشاهده و تجربه و خطا و کسب تجربه های زندگی جمعی است.

از این رو حوزه علوم اجتماعی و به طور خاص جامعه شناسی که در برگیرنده پدیده های اجتماعی (نظام اجتماعی، کنش متقابل اجتماعی، نمادهای اجتماعی و …) می باشد حوزه جامعه پذیر کردن و فرهنگ پذیر نمودن انسان در محیط اجتماعی و فرهنگی است.

در این حوزه نهاد آموزش و پرورش در جوامع امروزی از ابزارهای مهم تحقق اهداف و مقاصد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی محسوب می شود که به شدت تحت تاثیر رویکردهای نظام جهانی قرار دارند، با توجه به اهداف مدرسه که آماده سازی کودکان و نوجوانان برای زندگی در جامعه است، انتظار می رود که متناسب با تغییرات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در سطح ملی و بین الملل همسو و هم جهت باشد، در غیر اینصورت منسوخ خواهد شد و آموزش های غیررسمی و فراملی جای آن را خواهد گرفت (صفری زاده، 1384: ص 15).

زندگی اجتماعی انسان متاثر از محیط اجتماعی محل زیست اوست و این امر لزوم برقراری روابط فردی و اجتماعی انسان با دیگران و آموزش آن را بیشتر کرده است.

درواقع، ویژگی اجتماعی بودن انسان، او را وادار می کند که خود را به صورت عامل موثری در آورد تا بتواند در دیگران، در محیط و حتی در سرنوشت خویش تاثیر بگذارد و از همه مهم تر از طریق فرآیند ارتباط و مهارت های ارتباطی به تمایلات و خواسته های خود جامه عمل بپوشاند (شعبانی، 1384: ص85).

در عصر حاضر ارتباط اساس زندگی بشر است، به ویژه در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی فرآیند ارتباط در قالب کتاب های تخصصی (ارتباطات انسانی، مبانی ارتباط جمعی، اصول روابط عمومی) به عنوان واحدهای درسی به دانشجویان آموزش داده می شوند.

همه افراد در دنیای جدید (به خصوص نوجوانان) نیازمند آموزش مهارت هایی هستند که از طریق آنها بتوانند هم نیازهای اجتماعی خود را بر آورده سازند و هم بر مشکلات و تنگناهای مادی زندگی غلبه پیدا کنند که زندگی ماشینی به همراه آورده است.

براساس تحقیقات حدود هفتاد و پنج درصد از اوقات روزانه ما به نحوی در تماس و ارتباط با دیگران می گذرد، به همین دلیل چگونگی زندگی هر کسی بستگی به کیفیت ارتباطات او با دیگران دارد.

همه ما در محیط کار و زندگی با فرصت هایی مواجه هستیم، اما تنها کسانی مسیر پیشرفت و ترقی را می پیمایند و احترام و پایگاه و موقعیت اجتماعی کسب می کنند که قدرت بیان داشته باشند، خود را به درستی مطرح کنند و در شرایط مختلف و با افراد مختلف ارتباطی مناسب و موثر برقرار کنند.

به طور کلی هر فرد برای ایجاد ارتباط با دیگران و انتقال پیام های خود از وسایل گوناگون استفاده می کند.

مثلاً وقتی انسان می خندد، شادی خود را با نگاه و لبخند (حرکات چهره) که همان (زبان بدن) است، نشان می دهد.

از نظر ویلبر شرام ارتباط هماهنگ شدن فرستنده و گیرنده در رابطه با یک پیام ویژه است و جرج جرنبر می گوید که ارتباط کنش متقابل اجتماعی انسانها براساس پیام است.

این تعاریف نشان می دهند که انسان ها برای برقراری ارتباط که در زندگی اجتماعی یک اصل است، نیازمند برخورداری از مهارتهای ارتباطی و آموزش آنهاست.

در گزارش جهانی یونسکو تحت عنوان «آموزش برای قرن بیست و یکم» چهار مبنای کنش و ارتباط عبارتند از:

1 – فراگیری با هم بودن

2 – با هم کار کردن

3 – با هم دانستن

4 – و با هم زندگی کردن، لذا یادگیری مهارتهای ارتباطی زندگی اجتماعی ضروری است.

تحقیقات و داده های پژوهشی حاکی از این است که در مواردی چون افت تحصیلی، بزهکاری نوجوانان، ناسازگاری در مدرسه و اعتیاد ضعف در مهارت های اجتماعی به چشم می خورد و این خود نشان می دهد که آموزش مهارتهای ارتباط اجتماعی و توجه به آنها در درس های علوم اجتماعی برای نوجوانان چقدر مهم است (صفوی زاده، 1384: ص17).

ارتباط به عنوان یک فن، نیازمند آموزه های است که در کلاس ها باید تدریس گردد و در کتب علوم اجتماعی مقاطع تحصیلی آموزش و پرورش و به خصوص مقطع متوسطه، فصل و یا بخشی از آنها به این موضوع مهم اختصاص داده شود.

هر چند درسی بنام مهارت های زندگی به عنوان درس اختیاری در این مقطع تدوین شده است، اما کفاف مسئله را نمی دهد و به عنوان سرگرمی برخی دبیران و دانش آموزان مطرح می شود.

در جامعه امروزی تربیت افراد به عنوان شهروندانی مدنی مورد توجه قرار می گیرد و همین امر موجب شده است تا به تدریج اهمیت و ضرورت پرداختن به برنامه های آموزشی رسا با محوریت انسان مدنی و شهروند تکامل گرای جویای موقعیت اجتماعی بالا مدنظر قرار گیرد (فتحی و دیگران، 1381: ص7) که این ضرورت با فهم اهمیت نقش کتب علوم اجتماعی و اهداف محتوای آنها در مقاطع متوسطه اول و دوم در همه رشته های انسانی، تجربی، ریاضی و هنر کامل تر می شود.

باید دانست که هدف کلی دروس علوم اجتماعی باید جامعه پذیر کردن افراد برای یک زیست مطلوب می باشد.

به این معنا که از طریق فراگرد اجتماعی شدن آنها شیوه ها زندگی را در جامعه اشان می آموزند و با ارزش ها و هنجارهای محیط اجتماعی آشنا می گردند و به عنوان عضو جامعه آمادگی رفتار اجتماعی و برقراری ارتباط با دیگران را پیدا می کند (کوئن، 1387: ص79).

در چنین وضعی افراد جامعه پذیر سعی می کنند با ایفای نقش های اجتماعی خود روابط اجتماعی سالمی با افراد جامعه خود برقرار نمایند و با تنظیم روابط اجتماعی در جامعه خویش مشارکت نمایند و روح جمعی را تقویت کنند.

اینجاست که در صورت تقویت و تحکیم این روحیه می توان شاهد یک توسعه فرهنگی و پیشرفت در جامعه بود.

در دنیای جدید بسیاری از انسانها بدون آنکه یکدیگر را بشناسند از طریق ارتباطات اجتماعی و رسانه های گروهی به تشابه افکار و اندیشه ها و حتی تشابه اعمال می رسند، و به دنبال آن در بعضی موارد آداب و عادات مشترکی پدیدار می شود (مظفری و دیگران، 1385: ص26).

آموزش و پرورش وظیفه دارد با انجام رسالت تربیتی خود شهروندان جامعه را با سازمان ها و موسسات مختلف اجتماعی که در آنها نیازهای فردی و اجتماعی افراد برآورده می شود، آشنا سازد.

 امروزه مدرسه دارای وظیفه سنگین پرورش اجتماعی افراد است، فردی که به تحصیل می پردازد نه تنها باید بتواند از آموخته های علمی خود بهره برد بلکه باید به عنوان یک شهروند به وظایف اجتماعی خود نیز عمل نماید.

از طرفی ارتباطات، اطلاعات و سیستم حمل و نقل افق های شبکه اجتماعی را توسعه داده و برای افراد این امکان را فراهم کرده است که فراسوی مرزهای محلی و ملی درآمد و شد مداوم باشند، ارتباطات بین افراد گروه های فرهنگی متفاوت به طور روز افزون افزایش یافته است.

مدرسه و دیگر موسسات آموزش از یک سو با استفاده از برنامه های درسی به تعلیم و تربیت افراد جامعه می پردازند که برخی از آنها با تربیت اجتماعی ارتباط پیدا می کند و شناختی از وضعیت طبیعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی از گذشته تا حال ارائه می دهند که نوع قرار گرفتن این دروس در برنامه هایی درسی و چگونگی ارتباط آنها در تربیت اجتماعی دانش آموز نقش مستقیم دارد

و از سوی دیگر با ورود به فرد به مدرسه از طریق برخوردهای اجتماعی که با گروه همسالان، معلم، ناظم و مدیردر مدرسه صورت می گیرد عملاً مهارت های اجتماعی شدن را کسب می کند و به برکت این تعاملات، شخص در طول حیات خویش تمامی عناصر اجتماعی – فرهنگی محیط خود را فرا می گیرد و درونی می سازد و با ساخت شخصیت خود تحت تاثیر تجارب و عوامل اجتماعی معنادار با جامعه یگانه می شود و خود را با محیط اجتماعی تطبیق می دهد (گی روشه، 1370: ص148).

در این فرایند ارتباطی در جامعه، مدرسه و موسسات آموزشی روابط اجتماعی، مفاهیم و معانی متفاوتی مانند دوستی، عشق، محبت یا دشمنی تقابل و رقابت و مانند آن را منعکس می کند و در فرا مرز این ارتباطات است که فرد در زندگی به معنا و مفهوم و هدف خاصی دست می یابد (ستوده، 1374: ص133).

 نهاد آموزش پرورش به عنوان موثرترین نهاد در اجتماعی کردن افراد نقش مهمی بر عهده دارد و زمینه برای همکاری در زندگی گروهی در جامعه برای فرد و دیگران فراهم می آورد.

فهم درست آموزش و پرورش رسمی آموزشگاهی موقعی امکان پذیر است که واقعیت امر آموزش و پرورش را در وسیع ترین معنای آن مسئولیت جامعه تلقی کنیم، در آن صورت روشن خواهد شد که هر آنچه در زندگی اجتماعی اتفاق می افتد آکنده از امکانات و تجربه های آموزش پرورش است.

از این رو باید اذعان کرد که حتی در شرایط پیچیده جامعه امروز علی رغم وجود مدرسه به عنوان کارگزار خاص آموزش و پرورش بسیاری از کارکردهای مهم آموزش پرورش در موقعیت های اجتماعی گوناگون ضمن تجربه های زندگی روزمره جامه عمل می پوشند.

امروزه آموزش و پرورش مدرسه ای به ویژه در جوامع پیشرفته بخش مهم و اجتناب ناپذیر آموزش و پرورش هر فرد محسوب می شود.

زیرا بدون آموزش و پرورش مدرسه ای پیشرفت و ترقی افراد جامعه میسر نبوده، فقط عده قلیلی می توانند برای شرکت در فعالیت های اجتماعی دانش و فنون و مهارتهای لازم را از طرق دیگر کسب کنند.

اگر مدارس کارکرد اجتماعی کردن افراد را بدرستی انجام ندهند، افرادی به جامعه تحویل می دهند که نه تنها شهروندان وظیفه شناسی برای جامعه نخواهند بود بلکه به وظایف خود در آینده به عنوان پدر و مادر آگاهی نخواهند داشت، و بستر مناسبی برای نابسامان های اجتماعی فراهم می سازند.

اصل مهم در این میان این است که در صورت تناسب محتوای کتاب های درسی با مسائل و واقعیت های اجتماعی و نیز هماهنگی روابط متقابل اجتماعی با مفاهیم مطرح شده در کتاب ها، می توان ادعا کرد که سیستم آموزشی مدرسه ای کارکرد جامعه پذیری کردن افراد را به خوبی انجام می دهند.

منابع:

– ستوده، هدایت الله (1374)، درآمدی بر روانشناسی اجتماعی، چاپ دوم، تهران: انتشارات آوای نور

– شعبانی، حسن (1384)، مهارتهای آموزشی و پرورشی، چاپ نوزدهم، تهران: انتشارات سمت.

– فتحی، کورش/ دیبا، طلعت و دیگران (1381)، تربیت شهروندی، تهران: انتشارات فاخر

– کوئن، بروس (1387 )، در آمدی به جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، چاپ شانزدهم، تهران: انتشارات توتیا

– گیدنز، آنتونی (1374)، جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری کاشانی، چاپ دوم، تهران: انتشارات نشر نی

– گی روشه (1370)، کنش اجتماعی، ترجمه هما زنجانی زاده، چاپ دوم، مشهد: انتشارات دانشگاه فردوسی

– مظفری، عباسعلی و دیگران (1379)، روابط اجتماعی، چاپ ششم، تهران: انتشارات موسسه فرهنگی منادی تربیت (وزارت آموزش پرورش)

حمزه فیضی پور

کارشناسی ارشد علوم اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبایی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا