دل نوشته علمی

تلمبه کاری بلای جان روستا، خاک و آبهای زیرزمینی

از برنج کاری در مناطق کم آب و بلایی که بر سر منابع آب ایران آورده بسیار گفته می شود، اما از بلای بزرگ تاریخی «تلمبه کاری» کمتر سخنی گفته می شود.

از 1326 تا 1336  که دریل های چاه کنی و ماشین آلات مختلف بدون تشریفات گمرکی تحت عنوان فناوری وارد ایران شد، آینده آب های زیرزمینی در ایران رو تباهی رفت.

کشف این مساله که با دریل های چاه کنی و پمپ های آب به راحتی می توان  به آبهای زیر زمینی دست یافت، موجب شد که قداست و ارزش آب کمرنگ شده و آب که پیش از این با فرهنگ و جامعه رابطه و پیوند محکم و مسئولانه ای داشت، کم کم گسسته شود.

در مساله آب نیز آنچه در کنار یورش بی رحمانه فناوری موجب غارت آب های زیرزمینی شد، تغییرات فرهنگی و اجتماعی بود.

چراکه نگرش مشارکتی که پیش از این نگرش غالب در کشاورزی ایران بود، به نگرش «هرکسی برای خود» تغییر یافت و آب و آبیاری که امر اجتماعی و فرهنگی مبتنی بر مشارکت و مسئولیت پذیری و کنشی برای منافع جمعی بود، به امری فردی و سودجویانه تبدیل شد.

تصور نامحدود بودن آب‌های زیرزمینی و نفوذ این نگرش های غلط، دشواری تدوین قوانین منع پذیری جدید به دلیل ضعف دانش بین رشته ای درباره آب‌های زیرزمینی نیز عاملی شد که بیش از پیش پیوند اجتماعی و فرهنگی میان مردم و آب قطع و مشارکت حذف و سیستم دستوری جایگزین گردد.

 بعد از اصلاحات ارضی برداشت آب هرچه بیشتر برای پولدارشدن و مدرن شدن، ملکه ذهن افراد متمول و نوکیسه ای بود که البته اقشاری جدید نیز به آنها اضافه شدند که راه های میانبر برای رسیدن به ثروت را ترجیح می دادند.

 یکی از این اقشار دلالان آب با سیستم تلمبه داری و طبقه تلمبه داران بود.

تلمبه داران زمین های کشاورزان فقیر که توان استفاده از تکنولوژی نداشته به بهای ارزان و لطائف الحیل اجاره کرده و با سرمایه شخصی در آن چاه حفر و آب استخراج می کردند.

ویژگی خاص تلمبه کاری استفاده هرچه بیشتر از آب برای تولید محصولات فصلی چون صیفی و شتفی جات بود و بر اساس فصل از این استان به آن استان مهاجرت می کردند و در حقیقت هیچ دشتی در ایران از یورش آنها درامان نبود.

بر اساس گزارش ها یک تلمبه کار در سال 1340 حدود 18 هزار تومان سرمایه گذاری کرده و 34 هزار تومان فروش داشت که تفاضل این دو سود او، از فروش محصولات بود که آن زمان رقم قابل توجهی بود.

 تلمبه کاران هرجا زمین ها را مرغوب می دیدند کم کم آن را از صاحبان زمین می خریدند و به کشت صیفی جات می پرداختند و تا آنجا که می توانستند آب را استحصال و کشت می کردند.

متاسفانه این سیستم مخرب و این طبقه نوکیسه با گذشت زمان پرنفوذ شده و تا به امروز به این رویه غلط خویش ادامه داده اند.

آنها نه کشاورزند و نه تولید کننده.

آنها دلالان آبند و هرجا آب باشد، برای کشت محصولاتی چون خربزه، هندوانه، پیاز و سیب زمینی و گوجه فرنگی و … یورش می برند و قوانین بازار را به نفع منافع خود به هم می زنند.

 با وجود مصرف آبهای زیرزمینی، نه اشتغال‌ پایدار ایجاد کرده اند و نه ردپای اکولوژیکی شان توسط نهادهای مسئول تعقیب می شود  که حساب پس دهند، نه مالیات می دهند و نه کسی دقیقاً از درآمدشان اطلاع دارد.

آنچه مسلم است این است که این افراد سودجو سالها پشت نقاب اشتغال زایی آبهای زیرزمینی را غارت کرده اند، با مصرف سموم و کود شیمیایی برای زود بازده کردن محصول خاک را نابود و هنوز این روند بسیار مخرب ادامه می‌دهند، بی آنکه کسی نامی از این غیرکشاورزها بیاورد.

 کشت محصولات آب بر فصلی با مصرف سم و کود فراوان حتی موجب هتک آبروی کشاورزی ایران در منطقه شده است.

اما آنها همچنان آزادانه مشغول مکیدن جرعه های آب باقی مانده در رگهای حیات این سرزمین نگون بختند.

 البته پیامد اجتماعی این شیوه مخرب غارت منابع آب زیرزمینی و خشکاندن چاه ها، علاوه بر گسترش فرهنگ غلط کشاورزی سودجویانه، به خطر انداختن سلامت عمومی جامعه؛ خالی شدن صدها روستای کشور و مهاجرت سرگردان به حاشیه شهرها بوده است.

دکتر مهتا بذرافکن

دکتری جامعه شناسی تغییرات اجتماعی، پژوهشگر جنسیت و تغییرات اقلیمی

نوشته های مشابه

یک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا