علمی پژوهشی

سوم شهریور: اشغال کشور و درس های آن

در این مختصر، عکس العمل متضادِ مردم ایران و مردم فرانسه در قبال اشغال کشورشان توسط قشون بیگانه را مقایسه کرده ام.

در فرانسه، مردم بهت زده و ناراحت، وقتی قشونِ آلمان هیتلری را می نگرند گریه می کنند و خشمشان از نگاه هایشان پیداست.

اما، در ایران مردم در ابراز شادمانی و احساسات به ارتش سرخ بر همدیگر سبقت جسته و عکس استالین را با افتخار بر سینه ها زده و تانک های اشغالگران را گلباران می کنند!

خانم اتا شایبر نویسنده آمریکایی که در زمان اشغال فرانسه شاهد بوده در کتاب خود صحنه‌های عجیبی از مردم پاریس در مبارزه با  اشغالگران روایت می کند.

او می نویسد زمانی که هواپیماهای انگلیسی پاریسِ اشغال شده را بمباران می کردند، مردم فرانسه به پناه گاه ها خزیده و در این شرایط، حالت دوگانه و متناقضی داشتند؛

یعنی با وجود اینکه از حمله انگلیسی ها امکان داشت خودشان نیز کشته شوند، اما چون قشون اشغالگر آلمانی نیز در اثر بمبارانِ انگلیسی ها، کشته می شدند در نتیجه، خوشحالی می کردند!

 «مردم انگار جان می گرفتند و روح می ‌یافتند. گویی متوجه نبودند که چه ‌بسا خودشان زخمی یا کشته شوند؛ بس که از حمله به دشمن خوشحال بودند» (1)

اما زمانی که ایرانیان، تصاویر بزرگ استالین را در صفحه اول مطبوعات خود با افتخار درج می کردند و یا آن را به سینه زده و  زنان بسوی ارتش سرخ گل پرتاب می کردند، برعکس در لهستان، عکس های هیتلر را پاره کرده و به قیمت جان ۲ زن تمام می شد!

و یا چون مردم پاریس، پوسترهای تبلیغاتی آلمان را پاره یا دستکاری می کردند، سربازهای آلمانی، پوسترها را بالاتر از حد معمول نصب می کردند تا خارج از تعدی مردم باشند!

در واقع، می توان گفت که ژاندارم های رضاشاهی چنان تسمه از گرده خلق کشیده بودند که در شهرهای آذربایجان و کردستان، ژاندارم ها بیشتر از انتقام جویی مردم می ترسیدند تا از ارتش اشغالگر سرخ!

آنان به قول خود قاضی محمد «اسلحه خود را با یک دست لباس مندرس معاوضه می کردند تا از منطقه بگریزند!»  (2)

چون با سقوط دیکتاتور رضاشاه، آزادی های سیاسی، تشکیل احزاب، انتشار مطبوعات آزاد و نوشتن و خواندن به زبان مادری شان فرا رسیده و شعرهای و مقالات متعدد می توان از شاعران و نویسندگان آذربایجانی ذکر کرد که در مدح استالین گفته شده و در مطبوعات درج شده اند!

برای نمونه: وطن یولوندا، روز چهارشنبه مورخه 28 نوامبر 1945، نمره 138، ص4.

در مهاباد، استاد هیمن نیز مثل محمد بی ریا در تبریز در1320ش، ارتش اشغالگر را «فرشته آزادی» و «مژده آور آزادی» نامیده و در خاطراتش می نویسد:

«وقتی هواپیماهای روسی، اوراقی که به زبان کردی نوشته شده بودند، از آسمان پخش می کرد باور کنید از خوشحالی قصد پرواز داشتم … خواب است یا حقیقت؟ ابرقدرتی چون اتحاد شوروی به زبان کردی بیاننامه پخش کند؟…». (3)

و شاعر برجسته دیگر کردی، استاد هژار می نویسد:

«ارتش سرخ را فرشته رحمت می دانستیم» (4)

چون سایه ماموران رضاشاه را از سر مردم رفع کرده بود، پس «ارتش سرخ مانند ملائکه چشم آبی بودند که درِ زندان ها را می گشودند و می گفتند همه آزادید!»  (5)

در مهاباد، وقتی ابتدا مردم از قشون روسی فرار می کردند فرمانده سپاه روسی اعلام کرد:

«ارتش سرخ برای کمک به شما آمده به آزادی لباس کردی بپوشید، اسلحه بردارید ما در امور شما دخالت نمی کنیم»  (6)

عین السلطنه می نویسد «در شانزده سال قبل، كودتا كرد عرض و ناموس همه را به باد داد امروز پسرش را يادگار گذاشته، كاريكاتورى از رضاشاه ديدم‏ با شكم گنده، انگليس و روس فشار می دهند از دهانش سند مالكيت، از ماتحتش ليره فرو مى‏ ريزد!» (7)

در واقع، عدم حمایت مردم از حکومت های استبدادی در دوره هایی که آن حکومت به واسطه شورش های محلی یا حملات خارجی به مخاطره می افتاده، امری است که به کرات در تاریخ اشغال ایران رخ داده است …

منابع:

1- بنگرید به کتاب Underground Paris by Etta Schieber. فیلمی نیز با همین عنوان از روی کتاب ساخته شده به کارگردانیGregory Ratoff.

2- بنگرید به کتاب زیر چاپ اینجانب: انکار و مقاومت … ص193

3- حکومت کردستان: کردها در بازی سیاسی شوروی، نوشته نوشیروان مصطفی امین … ص38.

4- عه بدوره حمان شه ره فکندی، چیشتی مجیور، پاریس، بی نا، 1997.ص66.

5- قاضی محمد و جمهوری در آینه اسناد، بهزاد خوشحال، همدان، 1380 … ص19

6- برگ سبز (ئاله کوک)، غنی بلوریان … ص30

7- روزنامه خاطرات عين‏ السلطنه … ج‏10، ص7880.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا