علمی تحلیلی

نظم و تغییر یا جامعه موجی؟

جامعه بر ارکان نظم و تغییر استوار است. لذا، مکاتب جامعه شناسی به حسب اولویت بر نظم یا تغییر به دو دسته نظم گرا (پوزیتیویست …) و تغییرگرا (مارکسیسم …) تقسیم شده اند.

نظم گرایی بر ضرورت ترتیب امور، به سامان بودن، مشخص و معین بودن جایگاه ها و استواری وضعیت ها تاکید دارد.

تغییرگرایی بالعکس بر ضرورت زوال و پیدایی امور، جا به جایی و جایگزینی، نوشدگی و بی اعتباری هنجارهای رایج، حرکت در ابهام و نامعلومی پافشاری می کند.

بر این اساس، در سیر تحولات جوامع سنتی را نظم گرا و جوامع مدرن را تغییرگرا به شمار می آورند.

اما جامعه امروز با ویژگی دیگری شناخته می شود که از آن با عنوان موجی (Wave) یاد می کنند و از اینرو، قائل به گذر از جامعه مدرن به فرامدرن هستند.

اقتباس موج از امواج (رادیویی …) گرفته شده است که زندگی امروز را احاطه کرده اند.

جامعه موجی را برخی تلفیقی از ساختارهای نظم آور و مکانیسم های تغییر دهنده دانسته اند که با شک و تردید به آن نگریسته می شود.

زیرا جامعه موجی از خصوصیات بارزی شکل می گیرد که نمی توان به سطح تلفیق، فروکاست.

نکته: نادیده گرفتن این خصوصیات موجب می شود جامعه را در شرایط بحران (Crisis) تصور کرد و در نتیجه، نه تنها قادر به حل امورات نبود که با بیراهه رفتن، بر مشکلات افزود.

برخی خصوصیات جامعه موجی:

1- نرمال یا هنجار بی معناست، با زیاد یا کم (جذب یا طرد، معتبر یا بی اعتبار …) پیش می رود.

مثال: کار در اداره یک فرم نرمال کار است یا خانواده هسته ای یعنی زن و شوهر و فرزندان یک شکل نرمال خانواده است.

اشکال مختلف کار و خانواده امروزی تابع این نرمال ها نیستند.

2- شدت و سرعت در امور (تکنولوژی، مصرف …) زیاد و تغییرات جهشی را پیش آورده است.

مثال: فرزند سالاری با عمر یک نسل، جایگزین پدر سالاری شده که نظام ریشه دار کهن است.

3- تضاد و تعارض، آرام و شلوغ، کوچک و بزرگ، مهم و بی اهمیت در کنار هم قرار دارند.

مثال: نظام آموزشی قدیم، معلم محور بود. ولی در آموزش جدید، معلم و شاگرد پهلو به پهلوی هم حرکت می کنند.

به این ترتیب، با شرایط جدیدی روبرو هستیم که با نگاه سنت و مدرنیته نمی توان به فهم و تشریح آن پرداخت.

دیدگاه هایی که با ابزارهای نوین به سراغ درک شرایط نوین آمده اند، مکاتب با پیشوند «فرا» (فرا ساختارگرایی، فرا عقلانیت …) نام گرفته اند.

نگرش این مکاتب بر زمان اکنون و نه به گذشته (سنت)، نه به آینده (مدرنیته) استوار است.

لذا، علت یابی در ریشه (گذشته) و جهت گیری برای آینده را مردود دانسته و تامین نیازها را در فضایی رهاشده (باز، آزاد …) در نظر می گیرند که فرصت برای هر انتخاب و عملی (هر نوع ازدواج، فرزند پروری، مهارت سازی …) به تناسب افراد وجود دارد.

مشخصه بارز «جامعه موجی» وجود حرکت و فعالیت (عشق، تحصیل، هنر، ورزش، تکنولوژی …) با شدت و سرعت زیاد، ولی بدون جهت و هدف است.

مثال:

امروز عاشق هستیم و فردا فارغ. چرا؟ چون به هدف عشق (به یاری هم پرورش یافتند، به اتکای هم از پس مشکلات برآمدند …) توجه نیست.

یا تحصیل می کنیم و باری از دانسته ها بر دوش می کشیم، ولی سبک زندگی (نحوه تعامل با فرزند و …، سطح درآمد، انگیزه مصرف …) مثل مردم عامی است. چرا؟

چون به هدف تحصیل (درک عمیق از هستی، جهت گیری رفتاری …) توجهی نیست، عشق برای عشق و تحصیل برای تحصیل و به همین منوال.

حرکت و فعالیت جریان دارد و همه با تلاش، روز را شب می کنند، ولی در چرایی تلاش، می گویند: زندگی است.

جامعه موجی انسان را از نظم سنت و تغییرات مدرنتیه آزاد کرده است، ولی انسان را اسیر ابزارها و کسب ابزارها (پول، شهرت، تحصیل …) نمود.

لذا، خصایص (مسئولیت خواهی، سختکوشی، فداکاری …) که برای دستیابی به هدف لازم بودند، جایگزین خصوصیات (لذت جویی، خودمحوری …) شدند که داشتن ابزارها را سریع تر فراهم می نمایند.

منبع: نویدنیا، منیژه (1398)، جامعه شناسی تحلیلی؛ جلد اول؛ مفاهیم و گذری بر جوامع، تهران: انتشارات جامعه شناسان، ص 81-79.

جامعه شناسان

نظریات جامعه شناسان و موضوعات جامعه شناسی از کُتب مختلف توسط دکتر منیژه نویدنیا در اختیار علاقمندان قرار داده می شود، به انضمام نمودارها، عکس ها ... که شیوه ابداعی ایشان می باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا