علمی پژوهشی

چرا جامعه شناس نقش آفرین موثر در جامعه نیست؟

نقش آفرین یعنی کسی که کاری از کوچک تا بزرگ از دستش برآید.

اگر آب بخواهیم او به دستمان آب می دهد. اگر وامانده و تنها هستیم او یار و دوستان را به زندگی ما سرازیر می کند. اگر سازگاری با جمع نداریم او همگرایی را برایمان می آورد.

خلاصه نقش آفرین یا به حل مشکل و مسئله ای برای ما مشغول است یا در حال اقدام برای رشد، پیشرفت و ارتقایی در زندگی ما است.

یا حداقل نقش آفرین خود قادر به حل مشکلات خویش و همچنین پیشبرد اهداف خودش است.

اگر برای دیگری کاری نمی کند، از پس زندگی خویش برمی آید و جهت زندگی خویش را در دست دارد.

نقش آفرین موثر به فردی گفته می شود که در حل مشکلات و پشبرد اهداف نقش محوری و کلیدی به عهده دارد.

امور را به دست دارد و با توجه به مطالبات به آن سمت و سو می بخشد و کارها را سر و سامان می دهد.

نقش آفرین موثر می داند چگونه با بهره گیری از نیروها از پس نیازها و خواست ها برآید و چگونه افراد را قادر سازد تا به آنچه احتیاج دارند، دست یابند.

در یک کلمه نقش آفرین موثر خیرخواهی است که به هر جا رود با عملکرد و اقداماتی که انجام می دهد، خیرش به همه می رسد و موجب گشایش کارها می شود.

براین اساس، جامعه شناس که در زندگی خود مانده است آیا می تواند نقش آفرین باشد؟ تا برسد به نقش آفرین موثر؟

اکثر دانش آموختگان جامعه شناسی بیکار هستند! آیا این دانش آموختگان می توانند مرهمی بر زخم بیکاری باشند؟

اساتید تنها حقوق بگیران دانشگاهی هستند و از نابرابری های بسیاری در دانشگاه رنج می برند! آیا این اساتید می توانند سر و سامانی به نابرابری جامعه بدهند؟ و …

هیچ مشکلی (طلاق، بیکاری، کودکان خیابانی، فقر، تبعیض، نابرابری، شکاف نسلی، فاصله طبقاتی، بی هویتی …) به دست جامعه شناس حل نشده و نمی شود!

هیچ هدف کارساز و توسعه طلبانه (استقلال، رشد هویت اجتماعی، همکاری جمعی، مشارکت مهرورزانه …) را جامعه شناس قادر به پیشبرد و اجرای آن نیست!

جامعه شناس در هیچ دو سوی نقش آفرینی (حل مسئله – به زیستی) قرار نمی گیرد!

چرا؟

چرا؟

چرا؟

چون جامعه شناس فقط حرف حرف حرف می زند. در حالی که فضاهای اجتماعی با عمل و اقدام شکل گرفته اند و سامان یافته اند.

زندگی با عمل و رفتار صورت بندی شده است.

در هر جا که باشید و به هر کجا که بروید فقط عمل و کنش است که امور را تعیین می کند و به وجود می آورد.

چرا جامعه شناسی و جامعه شناس از این امر بدیهی چنین غافل شده اند!!!

چرا حرف را کارساز پنداشته اند؟ و حرف را جایگزین عمل شمرده اند؟

مثال: کسی می خواهد ازدواج کند آیا سال ها به صحبت در مورد ازدواج بپردازد! آیا ازدواج صورت خواهد گرفت؟

کسی به غذا احتیاج دارد آیا با حرف زدن در مورد غذا او سیر خواهد شد؟

کسی لباس می خواهد آیا با فقط درخواست کردن صاحب لباس می شود؟

از این مثال ها فراوان است ….

جای شگفتی دارد که چرا جامعه شناسی که ادعای شناخت زندگی جمعی را دارد از این ویژگی بارز، از این عنصر کلیدی، از این خصیصه همیشگی غافل مانده است؟

کی و کجا حرف زدن فایده و ثمر به بار آورده است که جامعه شناس بخواهد با حرف فایده بیافریند؟

این غفلت موجب شده است که جامعه شناس به سخنران تبدیل شود و ایفای نقش و وظیفه علمی را به حرف حرف حرف تمام کند.

از اینرو، جامعه شناس در هیچ تغییر و دگرگونی جامعه نقشی بر عهده ندارد و تنها رجزخوان و توصیف کننده تغییراتی شده است که چه مثبت و چه منفی با ساخت تکنولوژی ها، ابداع شیوه های نوآورانه، ایجاد خدمات … حاصل می شوند.

جامعه شناس در جهت ساخت و سازها، خلق کردن ها، نوآوری ها … هیچ نقشی را برای خود نمی شناسد و فقط فقط فقط پس از مواجهه با آنها، به رد یا قبول آنها در حرف حرف حرف بسنده کرده است.

به این ترتیب، تا زمانی که جامعه شناس به زندگی عملی، برنامه های اجرایی، اقدامات رفتاری … رو نکند و به سوی ساخت و ساز نیاید نه تنها برای جامعه که برای خود نیز نقش آفرین نیست و از نقش آفرین موثر نیز بسیار بسیار فاصله دارد.

جامعه شناس همچون پزشک که بیماری را علاج می کند باید آسیب ها را درمان کند. پزشک فقط از درمان حرف نمی زند او با کمک دارو، آزمایش، تجهیزات پزشکی، بیمارستان … به درمان می رسد. جامعه شناس باید همچون پزشک به تجهیزات، داروها … رو آورد و آنها را بسازد یا ساخت آنها را طلب و راه اندازی کند.

جامعه شناس همچون مهندس باید آنچه نیست (خانه، پل، کارخانه …)  را بسازد. مهندس برای ساختن ها فقط حرف نمی زند بلکه با مواد و مصالح، تجهیزات و وسایل … ساختن ها را فراهم می کند. جامعه شناس نیز همچون مهندس باید به مواد و مصالح اجتماعی، وسایل اجتماعی … نظر کند و با آنها آنچه را برای به زیستی لازم است، بسازد.

جامعه شناسی دو غفلت بزرگ دارد که جامعه شناس را از نقش آفرینی موثر بازداشته است.

1- حرف حرف حرف را عمل و اقدام پنداشته است.

2- به مواد، دستگاه ها، ابزارها … که عمل را تحقق می بخشند، فکر نکرده است.

آخر، کجا با دست خالی کار به عمل آید؟

بنابراین، جامعه شناس چه در جهت حل مشکل و چه در جهت به زیستی و توسعه نیازمند عمل و اقدام است.

اول: برنامه های عملی و دستورات اجرایی تعیین و تعریف کند.

دوم: برای این برنامه های اجرایی به ساخت و خلق تجهیزات … اقدام نماید. 

در این راستا، جامعه شناس حرفه ای است که می تواند آنچه را می داند به اقدام تبدیل کند که برای این منظور، ابتدا مطالب زیر را بخوانید و سپس به سراغ مقالات جامعه شناس حرفه ای بروید تا از نقش آفرینی موثر جامعه شناس شگفت زده شوید.

دکتر منیژه نویدنیا

دکتری جامعه شناسی. نظریه پرداز و محقق. نویسنده اولین کتاب امنیت اجتماعی در ایران، معرف جامعه شناسی تحلیلی با نگارش شش جلد کتاب، استاد دانشگاه و موسس سایت جامعه شناسان جوان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا